به يك سخن ، امام عليه السّلام در راستاى كار الهى خود ، دو خط را دنبال مىكرد :
نخست : خط فكرى بود . اين خط ، به دانشاندوزى و گسترش آن و ايفاى وظيفه امر به معروف و نهى از منكر بهطور مسالمتآميز مىپرداخت ؛
دوم : خط رويارويى و مقاومت بود . اين خط وظيفه داشت تا با به كارگيرى زور به منظور جلوگيرى از انحراف حكومتها از شيوه اصيل اسلامى و مبانى حاكميت آن ، عليه حاكميتهاى ستمگر اعلان قيام كند كه با تأملى دقيق در روش و منش رفتارى امامان معصوم عليهم السّلام اين مطلب براى ما آشكار مىشود .
پس از به شهادت رسيدن امام حسين عليه السّلام و به اسارت بردن خاندانش ، امام زين العابدين عليه السّلام از همين روش پيروى كرد ، چرا كه شرايط سياسى دگرگون شده بود و از ديگرسو پايگاه مردمى اهلبيت عليهم السّلام فزونى يافته و كسانى به يارى امام زين العابدين عليه السّلام برخاسته ، در شمار پيروان او درآمدند كه از جايگاه و توان متفاوتى برخوردار بودند .
در روزگار امامت امام زين العابدين عليه السّلام « توابين » به رهبرى « مختار ثقفى » به خونخواهى امام حسين عليه السّلام و شهيدان كربلا قيام كردند ، و در حالىكه اين جنبش از حمايت امام سجاد عليه السّلام برخوردار بود ، اما حاكميت اموى ، هيچ ردپا و دليلى مبنى بر ارتباط امام سجاد عليه السّلام با اين جنبش بهدست نياورد . زمانى كه « محمد بن حنفيه » عموى امام سجاد عليه السّلام دربارهء اين قيام و حمايت از آن با امام سجاد گفتوگو كرد ، حضرت فرمود :
« يا عم ، لو أنّ عبدا زنجيا تعصّب لنا أهل البيت ، لوجب على الناس مؤازرته ، و قد ولّيتك هذا الأمر ، فاصنع ما شئت » ؛ « 1 » اى عمو ، اگر بردهاى سياه در راه
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 45 / 363 - 346 ( به نقل از : جعفر بن نماحلى ، « رسالهء ذوب النّضار في شرح الثار » كه نويسنده ، آن را از پدرش « محمد بن نماحلى » نقل كرده است ) .