نمونهء بارز بشرى كه در مقام حاكم ، الگوى حاكمان و در مقام دانش الگوى فقيهان و ديگر مسلمانان و گروهها بود ، به همگان مىشناساند . او كه فرصت را براى دعوت به پيروى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مناسب يافته بود ، رواياتى دربارهء اخلاق پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از پدران خود نقل مىكرد .
آن حضرت روايتى از امام حسن مجتبى عليه السّلام از امير المؤمنين عليه السّلام دربارهء اخلاق پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نقل كرده ، فرمود :
روش رفتارى او ( پيامبر « ص » ) در آن بخش از وقتش كه به امت مىپرداخت چنين بود كه : اهل فضل را مقدم مىداشت و اين وقت را براساس برترى ايشان در ديندارى به آنان اختصاص مىداد . برخى از اين افراد يك حاجت و برخى ديگر دو حاجت و گروهى چندين حاجت داشتند .
[ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ] به كار آنان مىپرداخت و با خبرگيرى از احوال امت و آنچه كه بايد ، ايشان را به كارهايى مىگمارد كه سامان يافتن آنان در آن مىبود . آنگاه مىفرمود :
حاضران ، غايبان را [ از آنچه در اينجا گذشت ] آگاه كنند . [ و اى جمع حاضران ، ] آن كس كه نمىتواند نياز خود را به اطلاع من برساند شما مرا از نياز او آگاه كنيد . . .
[ آنگاه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : ] رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله تنها در موردى زبان به سخن مىگشود كه به او مربوط بود . . . بزرگان و كريمان قوم را گرامى داشته ، آنان را بر قومشان مىگمارد . . . جوياى حال اصحاب خود مىشد و از مردم دربارهء آنچه در ميان ايشان مىگذشت پرسش مىكرد . . . بهترين ايشان نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كسى بود كه [ در دين و دانش ] برتر و خيرخواهىاش براى مسلمانان فراگيرتر بود و آنكه همدردىاش نسبت به ديگران بيشتر ، منزلتش نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله والاتر بود . . . خوى نيكوى او همهء مردم را دربرگرفته ، او براى آنان چونان پدرى مهربان بود و در عرصهء حق ، آنان از نظر او يكسان بودند .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: منذر حكيم
ص١٣٢