كه پايهگذاران آن ، از حمايتهاى بىدريغ حاكمان بهرهمند بودند ، چرا كه با اين مكتبهاى گمراهكننده مردم را سرگرم كرده ، از عرصهء سياست و اقتصاد و نيز از مطالباتشان و فراخوان به ايجاد تعادل اقتصادى ، دور مىكردند . با اندك تأملى در زندگى اين مكتبسازان مىبينيم كه بر خلاف ادعاهايى كه داشتند و مردم را بدان فرامىخواندند ، خود از خوان رنگين حاكمان مىخورند و از اموال به يغما رفتهء مسلمانان كه در دست خليفگان بود برخوردار بودند ، آنسان كه گويى هرگز مفهوم زهد و تصوف را نشناخته و اين واژهها را نشنيدهاند . همين مدعيان با آن رفاه و آسايشى كه به بركت « جعل » خود بدان دستيافته بودند ، بر امام رضا عليه السّلام خرده مىگرفتند و چنين وانمود مىكردند كه از دنيا دل بريدهاند . از ديگرسو با درنگ در زندگى امام رضا عليه السّلام او را سرآمد زاهدان واقعى مىيابيم ، چرا كه حضرتش در خانهء خود و دور از چشم اغيار ، در تابستان بر حصير مىنشست و در زمستان ، فرشى از مو [ ى بز ] زيرانداز خود كرده ، هماره جامههاى خشن پشمى بر تن مىكرد و چون به ميان مردم مىرفت لباسهاى گرانبها و فاخر مىپوشيد . « 1 »
جمعى از صوفيان بر امام رضا عليه السّلام وارد شده ، به حضرتش گفتند : « امامت از آن كسانى است كه خوراكى خشك و ناگوار بخورند ، جامهء خشن بپوشند ، بر الاغ سوار شوند و به ديدار بيماران بروند !
امام رضا عليه السّلام به آنان فرمود : يوسف عليه السّلام پيامبر بود [ ، اما ] لباس ديباى زربفت بر تن مىكرد ، بر بالشهاى فرعون تكيه مىزد و فرمان مىراند . آنچه از امام خواسته شده است دادگرى است و چون سخن گويد راستى در پيش گيرد و آنگاه كه قضاوت كند دادگرى ورزد
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 2 / 178 .