سال 189 ق . شاهد رفتن هارون به رى بود ، چرا كه به او اطلاع داده شد « على بن عيسى بن ماهان » والى خراسان ، عليه او پرچم مخالفت برافراشته است و از ديگرسو ارتباط هارون با مردم خراسان قطع شده بود [ و او مىبايست به ديدار آنان برود ] . پس از چهار ماه و در حالىكه والى خراسان همچنان در منصب خود بود ، هارون به بغداد بازگشت . « 1 »
هارون شتابان و بىتأمل متصديان دستگاههاى حساس دولتى را عزل مىكرد . بهعنوان مثال ، منصب فرماندهى شرطه را به هشت تن سپرد و [ به هر بهانهاى ] يكى را عزل و ديگرى را جاى او مىنشاند . « 2 »
اين سياست غلط و ناكارآمد هارون به سست و كمرنگ شدن رابطهء امت و حاكم انجاميد و او را منفور همگان كرد . زمانى كه هارون الرشيد در مكه از كنار « فضيل بن عياض » گذشت ، فضيل گفت : « مردم ، اين [ مرد ] را ناخوش داشته ، از او گريزانند » . « 3 »
به يك سخن اوضاع سياسىاى كه هارون با آن دست و پنجه نرم مىكرد ، سبب شده بود تا از كشتن امام رضا عليه السّلام چشمپوشى كند ، زيرا روزگارى از كشتن پدرش در زندان نمىگذشت . از سوى ديگر در روزگار امام رضا عليه السّلام از قيامهاى علويان - كه اگر وجود داشت ، به يقين امام رضا عليه السّلام مسئول پيامدهاى آن شناخته مىشد - خبرى نبود . امام رضا عليه السّلام در اين دوره به اصلاح آرام اوضاع موجود مىپرداخت كه از آن جمله ، تفهيم و بيان مفاهيم مسالمتآميز سياسى به دور از اعتراضهاى آشكار بود .
هامش
( 1 ) . همان / 191 - 192 .
( 2 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 429 .
( 3 ) . تاريخ بغداد 14 / 2 .