توانست با الهام گرفتن از صحنههاى شگفتانگيزى كه امام كاظم عليه السّلام به ظهور رسانده بود ، در مورد اين جريانها داورى كرده ، حق را از باطل بازشناسد . اين امر ، عرصهء تلاش براى از ميان بردن سردرگمى فكرى حاكم بر عصر امام عليه السّلام را روشن مىكند كه فعاليتهاى امام كاظم عليه السّلام را در اين راستا به شرح زير مرور مىكنيم :
نخست : خبر دادن امام كاظم عليه السّلام از امور غيبى به عموم مردم ؛ امرى كه رسيدن به آن براى مردم عادى غيرممكن بود . در اين زمينه روايات فراوانى وجود دارد كه به عنوان نمونه برخى از آنها را نقل قول مىكنيم :
1 . از « اسحاق بن عمار » آمده است : « از عبد صالح » عليه السّلام شنيدم كه خبر مرگ يكى از شيعيان خود را به خود او مىدهد . با خود گفتم : او مىداند كه شيعهاش چه هنگام مىميرد ! ؟
امام عليه السّلام چنان در من نگريست كه گويى خشمگين شده است ، سپس فرمود : اى اسحاق ، رشيد هجرى علم « منايا و بلايا » ( اجل افراد و حوادث ) را داشت و از آن آگاه بود و امام بدان دانش سزاوارتر است ، سپس فرمود : اى اسحاق ، هر چه مىخواهى انجام بده ( وصيتهاى خود را بنما ) كه عمر تو بهسر آمده و كمتر از دو سال از زندگى تو باقى است .
از اين مجلس و اين خبر غيبى كه امام كاظم عليه السّلام به اسحاق داد چندى نگذشت كه اسحاق درگذشت » . « 1 »
2 . از « خالد بن نجيح » نقل است كه : « به موسى عليه السّلام گفتم : دوستان و ياران ما
هامش
( 1 ) . اصول كافى 1 / 484 الخرائج و الجرائح 1 / 310 حديث 3 ( اسحاق بن منصور ) اثبات الهداة 5 / 541 حديث 78 ( اسماعيل بن منصور به نقل از پدرش ) و بحار الانوار 48 / 68 حديث 90 و 91 ( به نقل از اصول كافى و الخرائج ) .