برهان رساى او هستم » . « 1 »
دوم : يكى ديگر از كارهاى خارق العادهء امام كاظم عليه السّلام كه او را از ديگران متمايز مىكرد ، سخن گفتن حضرت به زبانهاى گوناگون بود . روشن است كه حضرت كاظم عليه السّلام اين زبانها را از ديگران فرا نگرفته ، بلكه الهام خداوندى بود . در اين مجال و به عنوان نمونه شواهدى را با هم مىخوانيم :
1 . از « ابو بصير » نقل شده است : « بر ابو الحسن ماضى ( امام كاظم عليه السّلام ) وارد شدم . زمانى نگذشت كه مردى از خراسان وارد شد و به زبان عربى با امام عليه السّلام سخن گفت ، اما حضرت به زبان مردم خراسان ( فارسى ) پاسخ او را داد . مرد خراسانى گفت : خدايت به سلامت دارد ، از آنرو با تو به زبان فارسى سخن نگفتم كه مىپنداشتم به خوبى از عهدهء آن برنمىآيى .
حضرت فرمود : منزه است خداوند ، اگر نتوانم با زبان تو [ گفتوگو كنم و ] پاسخت را بدهم ، چه فضيلتى بر تو دارم ؟
سپس فرمود : اى ابو محمد ، زبان و گفتار هيچ جنبندهاى از قبيل : انسان ، پرنده و چهارپا از امام پنهان نمىماند و با همين توانايى است كه امام شناخته مىشود و اگر اين ويژگى و خصلت در او نباشد ، امام نيست » . « 2 »
2 . از « على بن ابى حمزه » نقل شده است : « در محضر ابو الحسن موسى عليه السّلام بودم كه سى تن بردهء حبشى كه براى حضرت خريدارى شده بودند ، بر او وارد شدند . يكى از آنان كه چهرهاى زيبا داشت ، به زبان مادرى شروع به سخن گفتن كرد . امام كاظم عليه السّلام به زبان حبشى پاسخ برده را داد . او و ديگران از پاسخ
هامش
( 1 ) . مناقب آل ابى طالب 4 / 311 و بحار الانوار 48 / 72 ( به نقل از مناقب آل ابى طالب 4 / 311 ) .
( 2 ) . قرب الاسناد / 265 / حديث 1263 بحار الانوار 25 / 133 حديث 25 ( به نقل از قرب الاسناد / 265 / حديث 1263 ) و اثبات الهداة 5 / 535 / حديث 72 .