ما را در آن اختيارى نيست ! » .
آنچه در اين عقايد و فرقهها جلب توجه مىكند اين است كه هريك از اين افكار و اعتقادها و پيروان آن در خدمت حاكميت بودهاند و اين ، وجه مشترك ميان آنهاست . آنان كارهاى غيردينى و بيگانه با اسلام را كه از حاكمان سر مىزد ، با اين افكار و عقايد باطل توجيه نموده ، از ديگر سو عامهء مسلمانان سست عنصر را كه درك و دانش عميق نداشتند با اين اباطيل آرام و قانع مىكردند .
همين عوامل و پيامدهاى مثبت آن - البته از نظر حاكمان جور - سبب شد تا حاكمان زمينه را براى نشر و گسترش آنها كه از تراوشات انديشه يهوديان و ديگر دشمنان آيين محمدى بود و به جهان اسلام رخنه كرده بود ، فراهم كنند .
آنچه نگاشته شد نگاهى گذرا به پديدهها و رخدادهاى سياسى ، فكرى ، و فرهنگى روزگار منصور و امام كاظم عليه السّلام بود . در قسمت دوم اين بحث ، روش و اسلوب و موضعگيرى سخت امام كاظم عليه السّلام را كه در چنان فضاى آكنده از شبهات ، تهمت و تنگنا به كار مىبست بررسى خواهيم كرد .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: منذر حكيم
ص٩٢