نكته پنجم : از ديگر سياستهايى كه حاكمان عباسى ، به ويژه منصور عباسى در پيش گرفتند ، ايجاد جريان دينى وابسته به حاكميت ؛ يعنى « واعظان دربارى » بود . پس از آنكه امام موسى بن جعفر عليه السّلام از عرصهء سياسى و فكرى دور نگهداشته شد ، پديدهء واعظان دربارى جايگزينى براى امام عليه السّلام بود كه خليفه با تمام توان و آنچه در دست داشت از آن حمايت مىكرد تا از يكسو جاى خالى امام عليه السّلام را پر كرده ، از سوى ديگر اين عالمان حكومت ساخته ، سياستهاى منصور را تأييد كنند . منصور با اجراى اين سياست مىخواست به امت اسلامى القاء كند كه دنبالهرو و سيرهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و در خط اسلام است . در شمار اين واعظان و عالمان ، « مالك بن انس » بود . او آن بخش از اعتقادات را برمىگزيد كه با سياست منصور در تعارض نباشد و بدين ترتيب با خليفه همآواز شد . همين امر باعث شد تا منصور « الموطأ » ( كتاب فقهى مالك ) را با زور سرنيزه و شمشير بر مردم تحميل كرده ، مالك را سرپرست تمام كارگزاران و عملهء دولت در حجاز گرداند . مردم نيز بر درب سراى او جمع مىشدند و واليان و حاكمان از او مىترسيدند . هنگامى كه « شافعى » خواست بر مالك وارد شود از والى شهر خواست تا وساطت كند ، باشد كه به آسانى به ديدار مالك نايل آيد ، ولى شافعى در پاسخ گفت : « با پاى برهنه و پياده از مدينه به مكه رفتن بر من آسانتر است از اينكه به درب سراى مالك بروم . من خوارى را زمانى حس و لمس مىكنم كه بر درب سراى او بايستم » .
ديگر واعظان وابسته نيز راهى مشابه آنچه مالك برگزيد ، پيمودند . آنان با در نظر گرفتن [ سليقه و ] تمايل منصور ، تمام ستايش خود را نثار منصور و
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: منذر حكيم
ص٨٩