بردبارى حضرت
بردبارى از بارزترين صفات امام كاظم عليه السّلام بود تا جايى كه در بردبارى و فروخوردن خشم ضرب المثل شد . او نسبت به كسانى كه به ساحتش بدى و تعدى مىكردند راه گذشت و چشمپوشى پيش مىگرفت ، بلكه پا را فراتر نهاده ، با آنان از در نيكى در مىآمد و احسان سرشار خود را بر آنان ارزانى مىداشت تا بدان وسيله ، روح شرارت و خودخواهى را از نهانخانهء جان آنان بزدايد . مورخان موارد زيادى از بردبارى آن حضرت را نقل كردهاند ، از جمله :
« يكى از نوادگان عمر بن خطاب رفتار بد و نكوهيدهاى با امام داشت ، پيوسته امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام را ناسزا مىگفت و دشنام مىداد . عدهاى از دوستان امام كاظم عليه السّلام بر آن شدند تا او را بكشند ، اما حضرت آنان را از اين كار بازداشت و بر آن شد تا مشكل را به صورتى ديگر حل كند . از اينرو محل او را جويا شد ، به حضرت گفتند : در اطراف مدينه به زراعت مشغول است .
حضرت سوار استر خود شد و بىخبر به سوى او روانه گرديد . او را در مزرعه مشغول كار ديد و به سمت او رفت . آن مرد خطاب به حضرت فرياد برآورد : كشت ما را پايمال مكن .
حضرت همچنان به راه خود ادامه داد تا اينكه به وى نزديك شده ، بناى مهربانى با او گذاشت و با لطيفترين گفتار با او سخن گفت ، سپس به نرمى از او پرسيد : چقدر به مزرعهء تو زيان رسيده است ؟
گفت : صد دينار .
امام عليه السّلام فرمود : اميد دارى از اين مزرعه چه مقدار سود عايدت شود ؟
گفت : از غيب آگاه نيستم .