آنان مىداد . اين كيسهها در زيادى و گرانى ضرب المثل بودند . خاندان حضرت مىگفتند : « شگفتانگيز است كسى كه از كيسههاى [ حاوى دينار ] موسى برخوردار شود و از كمبود و فقر شكايت كند » . « 1 »
عنايت سرشار امام به جايى رسيده بود كه اگر مىشنيد كسى نسبت به حضرتش جفا و ستم مىكند ، كيسهاى حاوى هزار دينار براى او مىفرستاد . « 2 » دهشهاى پنهانى حضرت آنچنان بود كه زندگى فقيران مدينه را تأمين مىكرد و آنان در سايهء عطاى حضرت متنعم بودند .
« عيسى بن محمد قرطى » از جمله كسانى است كه از عنايات حضرت كاظم عليه السّلام بهره برد و از درماندگى وارهيد . او مىگويد : « در نزديكى « جوانيّه » ( در حوالى مدينه ) در كنار چاهى كه « ام عضام » خوانده مىشود ، مزرعهء خربزه ، خيار و كدو داشتم كه با 120 دينار ( قيمت دو شتر ) آن را سامان داده بودم .
زمانى كه بوتهها به مرحله باردهى رسيدند ، مزرعه مورد هجوم ملخها قرار گرفت و نابود شد . پس از اين حادثه امام موسى بن جعفر عليه السّلام سراغ من آمد و سلام كرد و گفت : « چگونهاى ؟ گفتم : خاكسترنشين شدهام . ملخها مزرعهام را تباه كردهاند .
امام عليه السّلام فرمود : چقدر هزينهء مزرعه كردهاى ؟
گفتم : 120 دينار ، قيمت دو شتر .
حضرت كاظم عليه السّلام رو به « عرفه » كرد و فرمود : 150 دينار براى « ابن المغيث » وزن كن . آنگاه رو به من كرد و دينارها را به من داد و فرمود : پس سود تو سى دينار و دو شتر است » . « 3 »
هامش
( 1 ) . عمدة الطالب / 185 .
( 2 ) . تاريخ بغداد ، ج 13 ، ص 27 .
( 3 ) . تاريخ بغداد 13 / 29 و كشف الغمه 2 / 217 .