خود به زير آمد و آن را به دو داد . « 1 » و بدينترتيب عاليترين و بىبديلترين نمونههاى انسانيت و اوج بردبارى را به نمايش گذارد .
امام موسى بن جعفر عليه السّلام هميشه فرزندان خود را سفارش مىكرد تا به صفت والاى بردبارى آراسته شوند و از آنان مىخواست تا نسبت به كسى كه نسبت به ايشان بدرفتارى كند گذشت داشته باشند . امام كاظم عليه السّلام به آنان چنين سفارش فرمود : فرزندان من ، به شما سفارش مىكنم كه هركس بدان پاىبند باشد از آن سود برد . هرگاه كسى در گوش راست شما سخن ناپسندى گفت ، سپس در گوش چپ شما عذر خواسته ، گفت : من چيزى [ ناپسند ] نگفتهام ، عذر او را بپذيريد . « 2 »
هدايتگرى امام عليه السّلام
از مهمترين امور در عرصه اصلاح و پالايش جامعه از نابسامانىها راهنمايى مردم به راه حق و مسير صحيح مىباشد . امام كاظم عليه السّلام عنايت فراوانى به اين مسأله داشت و بر همين اساس نقش مهمى در نجات شمار زيادى از مردم كه فريفته دنيا و غوطهور در گرداب آن بودند ، ايفا كرد . روشى كه امام عليه السّلام براى ارشاد و پند دادن به كار مىبست چنان با نرمى و ملاطفت ، اما آميخته با حكمت بود كه افرادى را بر آن داشت تا از وادى گمراهى برآمده ، مسير مستقيم در پيش گيرند و به بركت دم مسيحايى امام عليه السّلام در شمار مؤمنان پاك سيرت درآيند . تاريخنگاران موارد فراوانى را از نجات يافتن گمراهان به وسيلهء امام عليه السّلام برشمردهاند ، از جمله اين موارد ، داستان برخورد حضرت با « بشر حافى » است ؛ همو كه - بنا به نقل راويان - ميگسارى مىكرد و شب و روز
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 48 / 481 ( به نقل از فروع كافى 8 / 86 ) .
( 2 ) . كشف الغمه 3 / 8 ( به نقل از الجنابذى ) و ابن صباغ الفصول المهمه / 235 .