و نزد او نشستم .
ابو الحسن رو به من كرد و فرمود : اى پسر خالد ، ما به اين امر ( مظلوم بودن و . . . ) آگاهتر هستيم . پس آن را با خود نجوا مكن .
گفتم : فدايت گردم ، به خدا سوگند از چنين تصورى غرضى نداشتم .
امام عليه السّلام فرمود : نحن أعلم بهذا الأمر من غيرنا و لو أردنا اذن إلينا ، و إن لهولاء القوم مدة و غاية لابدّ من الإنتهاء إليها ؛
ما به اين امر از ديگران آگاهتريم و اگر بخواهيم از آن ما خواهد شد ، اما اين جماعت را مدت و فرجامى است كه ناچار بايد به پايان خود برسد .
گفتم : ديگر هرگز چنين چيزى ( انديشهاى ) در دل نمىگذرانم .
امام عليه السّلام فرمود : هرگز بدان باز نگرد » . « 1 »
21 . « محمد بن حكيم » از ابو الحسن عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : انما هلك من كان قبلكم بالقياس إنّ اللّه - تبارك و تعالى - لم يقبض نبيّه حتى أكمل له جميع دينه في حلاله و حرامه ، فجاءكم مما تحتاجون إليه في حياته و تستغيثون به و بأهل بيته بعد موته ، و انها مصحف عند أهل بيته حتى أن فيه لارش خدش الكفّ ، ثم قال : إن أبا حنيفة - لعنه اللّه - ممن يقول : قال علي ، و أنا قلت ؛ « 2 »
آنان كه پيش از شما به هلاكت رسيدند ، « قياس » [ در احكام را ] در پيش گرفته بودند .
خداى - تبارك و تعالى - زمانى پيامبر خود را از ميان مردم برگرفت كه تمام احكام دينش را از حلال و حرام كامل كرد . او تمام آنچه را كه در زندگى خود بدان نياز داريد ، براى شما آورد و پس از مرگش از اهل بيت او مدد مىجوييد . [ بدانيد كه ] اين احكام در « مصحفى » نزد اهل بيت او قرار دارد كه حتى « ارش » ( تاوان ) خراشيدن دست در آن آمده است . سپس فرمود :
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات / 126 .
( 2 ) . همان / 147 .