و « خويشاوندان نزديك ما » على عليه السّلام است .
عالمان بر اين مطلب اجماع دارند كه جبرئيل در جنگ احد به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : اى محمد صلّى اللّه عليه و آله ، همين [ فداكارى ] ، احسان على و براى تو قوت قلبى است .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : زيرا او از من است و من از اويم .
جبرئيل گفت : و من از شما دو تن هستم ، آنگاه گفت : شمشيرى چون ذو الفقار و جوانمردى چون على نيست .
اين ستايش [ كه جبرئيل مأمور ابلاغ آن بود ] همان ستايشى است كه خداوند از خليل خود كرده ، فرمود : جوانى ، از آنها [ به بدى ] ياد مىكرد كه به او ابراهيم « 1 » گفته مىشود .
ما طايفهء عموزادگان تو به اين گفتهء جبرئيل كه « او از ماست » افتخار مىكنيم .
هارون گفت : احسنت اى موسى ، نياز خود را به ما بگو .
گفتم : اولين حاجت من اين است كه عموزادهء خود را آزاد گذارى تا به حرم جدش صلّى اللّه عليه و آله و نزد خانوادهاش بازگردد .
هارون گفت : ببينيم - ان شاء اللّه - » . « 2 »
2 . روش ديگرى كه هارون الرشيد در برخورد با امام كاظم عليه السّلام در پيش گرفت متهم كردن حضرت به انحرافهاى فكرى بود تا از اين رهگذر شوكت و عظمت امام را درهم شكسته و توجهى باشد براى ستمى كه خود بر حضرت روا مىداشت .
او به امام كاظم عليه السّلام گفت : يك مسأله باقى مانده كه بايد آن را روشن كرده ، مرا از آن آگاه كنى و اميدوارم كه از آن رنجه نشوى .
امام عليه السّلام فرمود : بپرس .
هامش
( 1 ) . انبيا / 60 .
( 2 ) . عيون اخبار الرضا 1 / 81 .