گفت : با دانش خود از ديگران بىنياز شدهاى [ حق است ] كه خداوند مىفرمايد :
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
« 1 » ؛ حقّا كه انسان سركشى مىكند . همينكه خود را بىنياز پندارد . [ بدينترتيب پيشزمينهاى فراهم شد تا هارون بپندارد كه به آرزوى خود رسيده است . ]
امام به او فرمود : به من بگو : اگر در صورتهاى تصادفى حرارت كلى كامل شده ، حركتهاى طبيعى در آن پياپى شدند و قواى عنصرى در آن استحكام يافته و استوار شدند [ حال چنين موجودى ] بهرهاى عقلى هستند ، يا اشباحى وهمى ؟
مرد هندى از اين پرسش امام عليه السّلام بهتزده شد ، بر سر امام كاظم عليه السّلام بوسهاى زد و گفت : با كالبدى ناسوتى به گفتارى لاهوتى سخن گفتى .
هارون [ با ديدن اين صحنه ، گوهر ناپاك خود را بروز داد و ] گفت : ما هر چه خواستيم شكوه و عظمت اين خاندان را درهم شكسته ، از منزلت آنان بكاهيم ، اما خداوند جز اين را مىخواهد و پيوسته بر رفعت و شكوه آنان مىافزايد .
آنگاه حضرت كاظم عليه السّلام اين آيه را تلاوت فرمود :
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
« 2 » ؛ مىخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا - گرچه كافران را ناخوش افتد - نور خود را كامل خواهد گردانيد . « 3 »
4 . داستان زير ، تلاش حيلهگرانه و سالوسانهء هارون را براى ترور از پيش طراحىشدهء امام كاظم عليه السّلام كه به خواست خداوند با شكست و ناكامى روبرو شد ، روشن مىكند . باهم مىخوانيم :
هامش
( 1 ) . علق / 6 و 7 .
( 2 ) . صف / 8 .
( 3 ) . عوالم العلوم ( الامام موسى بن جعفر ) 1 / 314 ( به نقل از الصراط المستقيم 2 / 194 ) .