به او نمىدهم .
هارون پرسيد : چرا ؟
گفتم : زيرا او مرا [ با واسطه ] به دنيا آورده ، اما تو را به وجود نياورده است .
هارون گفت : أحسنت اى موسى ، سپس ادامه داد : چگونه خود را فرزند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيد درحالىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عقب ( فرزند ) نداشت و فرزند از اولاد ذكور محقق مىشود نه از اناث . شما نيز فرزندان دخترى هستيد كه در اين صورت فرزندى شما محقق نمىشود .
گفتم : به حرمت خويشاوندى و به حرمت اين قبر و آنكه در آن خفته است از تو مىخواهم مرا از پاسخ به اين سؤال معاف دارى .
هارون گفت : ممكن نيست . بايد حجت و برهان خود را ارائه دهيد اى فرزندان على . آنگونه كه به من خبر دادهاند ، تو - اى موسى - رئيس و امام زمان آنان هستى ، پس تو را از اين سؤال معاف نمىدارم و بايد دليلى و گواهى از كتاب خدا بياورى ، چرا كه شما فرزندان على ادعا مىكنيد كه هيچ چيز آن ( قرآن ) از شما پنهان نبوده و تأويل « واو » و « الف » [ قرآن ] نيز نزد شماست .
دليل و حجتى كه بر اين گفته داريد آيهء
ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ؛
« 1 » ما هيچ چيز را در كتاب فروگذار نكردهايم است و از رأى و قياس عالمان خود را بىنياز مىدانيد .
گفتم : آيا اجازهء پاسخ به من مىدهى ؟
گفت : بگو .
گفتم : أعوذ باللّه من الشيطان الرجيم . بسم اللّه الرحمن الرحيم
. . . وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * وَ زَكَرِيَّا
هامش
( 1 ) . انعام / 38 .