است كه هواى نفس خويش را بر ويران كردن [ بنيان ] خرد خويش يارى داده است و هركس [ بنيان ] خردش ويران شود ، دين و دنياى او تباه شده [ و بر باد رفته ] است .
3 . رحم اللّه من استحيا من اللّه حق الحياء فحفظ الرّأس و ما حوى و البطن و ما وعى ، و ذكر الموت و البلى ، و علم أنّ الجنّة محفوفة بالمكاره و النار محفوفة بالشهوات ؛
خدا رحمت كند آن كس را كه از خدا - آنگونه كه بايد - شرم كند ، سر و آنچه را كه فرا گرفته ( چشم و گوش ، زبان و انديشه ) و شكم و آنچه در آن است ( اطعامى كه از راه نامشروع به دست مىآيد و به شكم سرازير مىشود ) [ از خطرها ] حفظ كند ، به ياد مرگ و پوسيدگى و نابودى باشد و [ به مرحلهاى برسد كه ] بداند بهشت را سختىها فراگرفته ( رسيدن به بهشت با تحمل سختىها همراه است ) و دوزخ را شهوات در برگرفتهاند ( پيروى از شهوات فرجامى جز دوزخ ندارد ) .
4 . من رضى من اللّه بالدنيا فقد رضي بالخسيس ؛
هر كس از خدا دنيا بخواهد و بدان خشنود شود ، به يقين به چيزى پست خشنود شده [ و بدان بسنده كرده ] است .
5 . من لم يعمل بالخطيئة أروح همّا ممّن عمل الخطيئة ، و إن أخلص التّوبة و أناب ؛
هركس مرتكب گناه نشود دل و روانش آرامتر است از آن كس كه گناه كرده ، هر چند با اخلاص توبه كرده و بازگشته است .
6 . إنّ صغار الذنوب و محقراتها من مكائد إبليس يحقرها لكم و يصغّرها في أعينكم فتجتمع و تكثر و تحيط بكم ؛
به يقين گناهان خرد و ناچيز ، از نيرنگها و دامگاههاى شيطان است كه آنها را در چشم شما ناچيز و خرد جلوه مىدهد و اين گناهان جمع و زياد شده ، شما را در ميان مىگيرند .
7 . إن اللّه حرم الجنة على كل فاحش بذي قليل الحياء لا يبالي ما قال و لا ما قيل فيه ؛
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: منذر حكيم
ص١٠٢