شده ، زمانى با حاضران به گفتوگو پرداخت ، سپس از روى آتش برخاست و لباس خويش را تكان داده ، به جاى خويش بازگشت . در اين هنگام به عبد الله فرمود : اگر همچنان مدعى امامت پس از پدرت هستى درون آتش شو و در آن بنشين .
حاضران گفتند : در اين هنگام چهرهء عبد الله رنگ باخت و از خانهء امام كاظم عليه السّلام بيرون رفت » . « 1 »
شايان توجه است چون ادعاى بىاساس عبد الله از يكسو و دليل و برهان و آراى محكم امام كاظم عليه السّلام براى ياران و پيروان عبد الله روشن و آشكار شد ، بيشترين آنان از عبد الله روى گردانده و امامت برادرش موسى عليه السّلام را پذيرفتند . « 2 »
دوم : موضعگيرى امام كاظم عليه السّلام در برابر عناصرى بود كه مرجعيت دينى و علمى داشتند ؛ همانهايى كه بعدها با حمايتهاى حاكم وقت مرجعيت عامه را به دست آوردند و از عنايت حاكم برخوردار شدند تا ابزارى در دست حاكم و براى توجيه خلافت و تصرفات او باشند . از آنجا كه امام عليه السّلام صيانت از ساختارهاى اصيل را ضرورى مىدانست و از ديگر سو بيم آن مىرفت كه بر اثر گرايشها و روشهاى پديدآمده در مكتب خلفا ، شريعت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستخوش تحريف شود ، به مقابله با روشها و گرايشهاى موجود پرداخت تا عدم مشروعيت صاحبان اين گرايشها و روشهايى كه اينك در چارچوب حاكميت جاى گرفته و منصبهاى فتوا را به خود اختصاص داده بودند ، از آنان سلب كند .
« يونس بن عبد الرحمن » مىگويد : « به ابو الحسن اول گفتم : خدا را با چه
هامش
( 1 ) . الخرائج و الجرائح 1 / 308 حديث 2 و بحار الانوار 47 / 251 و 48 / 67 ( به نقل از الخرائج و الجرائح 1 / 308 حديث 2 ) .
( 2 ) . الارشاد 2 / 210 - 211 .