حضرت به عبادت و نشر علم را وقعى نمىنهاد . در نظر او امام يك شبح ترسناك جلوه مىكرد . اكنون بهطور ايجاز آخرين مراحل زندگى امام و شرح وفات و شهادت آن حضرت را بيان مىداريم .
امام صادق عليه السّلام نزديك شدن مرگ خود را به مردم اعلام كرد . آن حضرت به آنها گفت كه وعدهء ديدار پروردگار نزديك شده است . از آن جمله روايات اين است :
الف - شهاب بن عبد ربّه گويد : امام صادق عليه السّلام به من فرمود : حال تو چگونه است هنگامى كه محمّد بن سليمان خبر مرگ مرا به تو بدهد ؟ شهاب گويد : به خدا قسم كه من تا آن زمان نمىدانستم كه محمّد بن سليمان كيست . امّا روزى در بصره نزد والى آن شهر به نام محمّد بن سليمان بودم . ناگاه نامهاى را به من نشان داد و گفت : اى شهاب ، خداوند تو را و ما را در مصيبت پيشوايت جعفر بن محمّد اجر دهد . شهاب گويد : من به ياد كلام امام عليه السّلام افتادم و گريه راه گلوى مرا بست « 1 » .
ب - امام صادق عليه السّلام خبر نزديك شدن مرگ خود را به منصور هم دادند .
هنگامى كه منصور دوانيقى قصد كشتن آن حضرت را كرد امام صادق عليه السّلام به او فرمودند : با من مدارا كن ، پس به خدا سوگند كه روزهاى زيادى از مصاحبت من و تو باقى نمانده است ، سپس آن حضرت از نزد منصور بيرون رفت ، ناگهان منصور به عيسى بن على گفت : به پا خيز و برو از او بپرس آيا مرگ من نزديك شده است يا او ؟
عيسى رفت و به امام صادق عليه السّلام رسيد و سخن منصور را براى آن حضرت
هامش
( 1 ) . اختيار معرفة الرّجال 414 ح 781 ، دلائل الامامة 138 ، اعلام الورى 1 / 522 ، مناقب آل ابى طالب 4 / 242 .