ارشاد عمومى و بدون تشخيص سطح فكرى و واقعيّت روحى و آنچه را كه شنوندگان آن حضرت به آن نياز دارند نبوده است . بلكه آن حضرت با هدف ايجاد ساختارى خاصّ با آنان روبرو شده ميان آنان فرق مىگذاشت و انديشههاى تربيتى خود را به نحوى كه آنها را به سوى واقعيّت جامعه حركت دهد به آنان تفهيم مىكرد ، تا اينكه براى كشيدن بار مسئوليت اصلاح امّت آمادگى كامل داشته باشند . آن حضرت آنان را با اصول و قواعد تربيتى ميدانى ، مسلّح مىكرد كه آنان را قادر مىساخت تا خود را از فشارهاى نفسانى و اقتصادى رها كرده و با دستمايه قرار دادن اميد به خدا در راه تحقّق اهداف خود گام بردارند .
اكنون در ضمن چند مورد به پارهاى از راهنمايىهايى كه امام عليه السّلام اصحاب خود را به آن مجهّز مىكردهاند اشاره مىكنيم :
مورد اوّل : دعوت و اصلاح
امام عليه السّلام فرمودهاند :
تنها كسى مىتواند امر به معروف و نهى از منكر كند كه در او سه خصلت موجود باشد : به آنچه امر يا نهى مىكند دانا باشد ، در آنچه كه به او امر يا از آن نهى مىكند عادل نيز باشد و بالاخره در آنچه را كه به آن امر مىكند و آنچه را كه از آن نهى مىكند راه رفق و مدارا در پيش گيرد « 1 » .
امام صادق عليه السّلام نقد سازنده را وسيلهء رفع نقطه ضعفهايى مىدانست كه نوعا افراد به آن دچار مىشوند . آن حضرت فرموده است : محبوبترين برادرانم در نزد من كسى است كه عيبهاى مرا به من هديه كند « 2 » .
هامش
( 1 ) . تحف العقول 358 ، بحار الانوار 78 / 240 .
( 2 ) . تحف العقول 366 ، بحار الانوار 78 / 249 .