اگر مىخواهى كه دوستى برادر مسلمانت براى تو ثابت و برقرار بماند ، از شوخى بى جا ، مشاجره ، فخرفروشى و دشمنى كردن نسبت به او بپرهيز . هيچگاه دوست خودت را بر سرّ خود آگاه مكن مگر به اندازهاى كه اگر دشمنت نيز بر آن آگاه شود ، ضررى بر تو نرسد . چرا كه هر دوستى ممكن است روزى دشمن انسان گردد « 1 » .
امام صادق عليه السّلام در عينحال ياران خود را از رفتار مؤدّبانه و دوستى و مهربانى براساس اخلاق اصولى اسلام با دشمنانى كه اميد به اصلاح آنها نمىرود نيز برحذر داشته است . آن حضرت فرمودهاند :
هركس با دشنامدهندهء اولياى خدا نشست و برخاست نمايد ، خدا را معصيت كرده است و كسى كه خشم خود را در برابر كارى كه قدرت بر امضاى آن ندارد فروخورد ، با ما در درجهء اعلا قرار خواهد گرفت « 2 » .
و آن حضرت فرمودهاند :
« من جالس لنا عائبا ، أو مدح لنا قاليا أو و اصل لنا قاطعا ، أو قطع لنا واصلا ، أو والى لنا عدوا ، أو عادى لنا وليّا فقد كفر بالذي أنزل السبع المثاني و القرآن العظيم » ؛
هركس با عيبگوى ما همنشينى كند ، يا كسى را كه از ما بيزار است ستايش كند ، يا با كسى كه از ما بريده است ارتباط برقرار كند ، يا با كسى كه با ما ارتباط دارد قطع رابطه كند ، يا دشمن ما را دوست بدارد ، دوست ما را دشمن بدارد ، چنين شخصى به همان خدايى كه سبع المثانى ( حمد ) و قرآن عظيم را نازل فرموده كفر ورزيده است « 3 » .
آن حضرت همچنين اصحاب خود را از بيمارى كينه و دلخورى با برادران
هامش
( 1 ) . كافى 1 / 165 ، بحار الانوار 78 / 286 .
( 2 ) . كافى 1 / 165 ، بحار الانوار 78 / 286 .
( 3 ) . شيخ صدوق ، امالى 55 ، بحار الانوار 27 / 22 ، وسائل الشيعة 11 / 506 .