تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
در نقد و بررّسى شخصيت‌ها به شدّت به نفع بنى اميّه تمام شد . چرا كه كمترين اثر نقد و بررسى مخالفان ، و قرار دادن آن‌ها در مقام تحليل و بررسى عقلى - چه به نفع آن‌ها تمام شده يا به ضرر آن‌ها باشد - اين بود كه تفكّر تقديس و عصمت على عليه السّلام را كه در ميان مسلمانان شايع بود كمرنگ مىكرد « 1 » . به همين سبب بود كه معتزله هميشه مشمول تأييد مطلق و حمايت كامل امويان بوده و پس از سقوط آنان به دستگاه حكومت عبّاسى متّصل شده و از سازمان‌هاى وابسته و ياوران حكومت عبّاسى بودند . منصور عبّاسى ، عمرو بن عبيد را كه يكى از بزرگان معتزله بود بسيار گرامى مىداشت « 2 » . روابط شيعه و معتزله نيز بسيار خصمانه بود . شيعه معتزله را فكرى خارج از اسلام مىدانست . چرا كه نظريهء برترى مفضول بر افضل ، يعنى نظريهء صحت امامت شخصى كه برتر نيست با وجود شخص برتر ، معنايش خارج شدن از منطق حقّ و كشتن مواهب و نيروهايى است كه خداوند به بشر داده است . علاوه بر اينكه اين نوع تفكّر با قرآن كريم نيز مخالفت دارد . قرآن كريم مىفرمايد :
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
؛ بگو : « آيا كسانى كه مىدانند و كسانى كه نمىدانند يكسانند ؟ « 3 » . تمام فجايعى كه امت اسلام در طول تاريخ خود پس از پيامبر اكرم با آن روبرو شده است به همين موضوع كنار گذاشتن فرد برتر و لا يقتر و جلو انداختن شخص پايين‌تر بازگشت مىكند . و اگر اين‌چنين كارى در جامعهء اسلامى صورت نمىگرفت ، شخص افضل و برترين فرد امّت با رهبرى حكيمانه خود ، به نرمى و آرامى امّت را به سوى سرچشمهء جوشان سعادت و
هامش
( 1 ) . فجر الاسلام / 295 . ( 2 ) . تاريخ بغداد 4 / 148 - 150 . ( 3 ) . زمر / 9 .