رابطهء با اسرار باطنى تأييد و يارى كرده بود « 1 » .
از اينجا ابو الخطّاب اعتقادات خود را آغاز كرد و سپس گمان كرد كه ائمّه پيامبرند . پس از آن ادّعا كرد كه آنها خداياناند . ابو الخطّاب معتقد به خدايى جعفر بن محمّد امام صادق عليه السّلام و خدا بودن پدران پاك آن حضرت عليهم السّلام گرديد .
سپس گفت آنها فرزندان خدا و دوستان او هستند ! او مىگفت : الهيّت نورى است كه در نبوّت نهفته و نبوّت نورى است كه در امامت است و جهان از اين آثار و نورها خالى نخواهد بود . ابو الخطّاب گمان مىكرد كه جعفر بن محمّد عليه السّلام خداوند زمان خود است . او مىگفت : جعفر بن محمّد همين شخصى كه مردم او را مىبينند نيست . بلكه او چون به اين عالم نزول كرده ، به اين صورت درآمده و مردم او را به اين شكل مىبينند « 2 » !
اينها مهمترين جهتگيرىهاى فكرى منحرفى بود كه در زمان امام صادق عليه السّلام رايج گشته بود و ما به زودى موضعگيرى امام عليه السّلام و روشهاى آن حضرت را در برخورد با اين افكار منحرف كه با هدف درمان اين دردى كه در جامعهء اسلامى آن زمان رو به گسترش بود به انجام مىرساندند ، پيگيرى خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) . شهرستانى ، الملل و النحل 1 / 168 .
( 2 ) . شهرستانى ، الملل و النحل 1 / 168 .