بدينگونه زشت و بىاعتبار ساخته و ضربهاى به پيروان اهل بيت از اين راه وارد آورد . ابو عبّاس بغوى گويد : در محلهء غربى كوفه در كنيسهاى به نام دار الرّوم بر فثيون نصرانى داخل شدم و بين ما سخنانى گذشت . من از فثيون در رابطه با ابن كلاب سؤال كردم . فثيون گفت : خداوند عبد اللّه ( ابن كلاب قطّان ) را بيامرزد . او به نزد من مىآمد و در آن گوشه مىنشست - به ناحيهاى از كليسا اشاره كرد - او احاديث مرا نقل مىكرد و اگر بيشتر زنده مىماند ، ما مىتوانستيم همهء مسلمانان را به دين نصرانى درآوريم .
غلات معتقد بودند كه چيزهاى روحانى مانند ملائكه مىتوانند با جسد جسمانى ظهور كنند و اين امر از نظر عقلى محال نيست . حال اين مطلب يا در جانب خير است مانند ظهور جبرئيل عليه السّلام در برابر بعضى از اشخاص به صورت يكى از اعراب . و از ناحيهء شر مانند ظهور شيطان به صورت انسان تا اينكه شرّ و بدى را به صورت انسانى به انجام برساند . يا ظاهر شدن جنّ به صورت بشر تا اينكه بتواند با زبان انسانى سخن بگويد . به همين ترتيب آنها مىگويند :
خداوند متعال نيز مىتواند به صورت اشخاص ظاهر شود . و چون بعد از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله كسى برتر از حضرت على عليه السّلام نبوده و بعد از او هم فرزندان آن حضرت به اين كرامت اختصاص يافته و آنها بهترين خلق خدا مىباشند ، خداوند به صورت آنها جلوه كرده و به زبان آنها سخن گفته و با دست آنها كار مىكند . و به خاطر همين ، اسم « الهيّه » بر آنها نهاده شد ! ! آنها اين خصوصيّت را فقط به حضرت على عليه السّلام داده و ديگران را از اين خصوصيّت بىبهره مىدانستند . چرا كه به اعتقاد آنان خداوند متعال امير المؤمنين عليه السّلام را در
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: منذر حكيم
ص١٢٤