از حمّاد بن عثمان روايت شده است كه گفت : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : « زنادقه و بىدينان در سال 128 هجرى ظهور خواهند كرد . چرا كه من مطلب را در مصحف حضرت فاطمهء زهرا عليها السّلام ديدهام » « 1 » .
جوّ فكرى كه حكومت بنى اميه ايجاد كرده بود ، هرگونه سؤال ، اشكال و ايرادى را بر افكار صادر شده از سوى حكّام گناهى نابخشودنى دانسته و چنين حكم مىكرد كه انسان فقط بايد شنونده بوده فكر نكند و معتقد باشد كه خلافت اسلامى در طاغوتهاى بنى اميّه و فرعونهاى بنى عبّاس خلاصه مىشود . چنين فسادى كه همهء عرصههاى فكر و انديشه را فراگرفته بود موجب ظهور تفكّرات الحادى گرديد كه در حقيقت عكسالعمل همين فساد بود .
از اينجاست كه مشاهده مىكنيم ابن ابى العوجاء جلسات فكرى و انديشهاى خود را فقط با هدف تشكيك در توحيد در مسجد رسول خدا تشكيل مىداد . او منكر اصل و مبدأ هستى بود و مىگفت : هستى سر خود به وجود آمده و خالقى در كار نبوده است .
جعد بن درهم نيز از كسانى بود كه كاملا در كفر فرو رفته ، بدعتگذار و اصل بىدينى بودهاند . او به صورت آشكارى بىدينى و الحاد خود را بروز مىداده است « 2 » .
از بدعتهاى جعد اين است كه مقدارى آب و خاك در شيشهاى ريخت و پس از مدّتى كه در آن گل و لاى داخل شيشه كرمها و جانورانى پيدا شدند ؛ به اصحاب خود گفت : من خالق اين جانوران هستم . چرا كه من سبب به وجود
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات 172 ، بحار الانوار 26 / 123 ، اثبات الهداة 5 / 175 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال 1 / 399 ، لسان الميزان 2 / 105 .