آمدن آنها شدهام . اين خبر به امام صادق عليه السّلام رسيد . امام صادق با رساترين برهانها كلام او را باطل كردند : اگر او آنها را آفريده است بگويد كه تعداد آنها چندتاست ؟ چندتا از آن كرمها نر و چندتا از آنها ماده هستند ؟ وزن هركدام از آنها چقدر است ؟ اگر او آنها را آفريده است ، دستور بدهد تا از اين صورتى كه هستند به شكل ديگرى درآيند « 1 » .
3 . اعتزال : پس از تعارض ميراث حديثى و تفسيرى بنى اميّه با عقل سليم ، خوارج و مرجئه نيز در حكم مرتكب كبيره به تعارض رسيدند و فرهنگى كه در ظاهر قرآن كريم جمود كرده بود ، از حلّ اين مشكل عاجز مانده نتوانست به سؤالاتى كه در حالت رويكرد به فرهنگهاى ديگر پيش مىآيد ، جواب گويد .
از اينجا بود كه افكار معتزله در پاسخ به نيازهاى حاصل از پيشرفتهاى مدنى در كشور اسلامى و بسيارى سؤالاتى كه از سوى حركات الحادى مطرح مىشد ظهور كرد . در آن زمان تفكّر معتزلى ، اعتماد كامل و مطلق بر ظاهر حديث را ردّ كرده و به اهل حديث هجوم آورد كه چرا عقل را تعطيل كرده و هركس را كه با آنان به بحث و مناقشه بپردازد كافر مىخوانند .
خط سياسى معتزله : معتزله كمككار حكومت وقت بوده و به سياست حاكم بر زمان خود خدمت كردند . آنجا كه به مقدّساتى كه در ضمير امّت و فكر آنها نهفته بود ، حمله كردند . آنان اين مطلب را ابراز كردند كه لازمهء امامت و خلافت برترى ذاتى و علمى نيست . بلكه مىتوان آن كس را كه برتر نيست با وجود شخص برتر ، به خلافت و امامت برگزيد و همين مطلب را دليل بر مشروعيت خلافت امويان و عبّاسيان دانستند . احمد امين گويد : جرأت معتزله
هامش
( 1 ) . امالى مرتضى 1 / 284 .