بسيار بيمناك بود . چراكه مىترسيد اهل شام را با اين تبليغات بر ضدّ او بشوراند ، و از آنجا كه مقرّ حكومت ابن زبير در شهر مكّه بود ، عبد الملك شاميان را از سفر حجّ منع كرد . شاميان به او گفتند : آيا ما را از سفر حجّ كه فريضهاى است كه خداوند متعال بر ما واجب كرده است بازمىدارى ؟
عبد الملك در پاسخ آنان گفت : ابن شهاب زهرى از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله روايت كرده است كه آن حضرت فرمودهاند : جز به سوى يكى از اين سه مسجد بار سفر ( يعنى سفر حجّ ) بسته نمىشود : مسجد الحرام ، مسجد من در مدينه و مسجد بيت المقدّس .
وى با جعل اين حديث مردم را از حجّ خانهء خدا بازداشت و آنان را به حجّ بيت المقدّس فرستاد . وى صخرهء مسجد بيت المقدّس را نيز ابزار مقاصد خود قرار داده و دربارهء آن اين روايت را جعل كرد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله هنگامى كه به معراج مىرفت پا بر اين صخره نهاده است و اين صخره را براى مردم جايگزين كعبه نمود . او بر اين صخره گنبد و بارگاهى ساخت و پردههاى ديباج بر آن كشيده ، پردهدارانى براى آن مقرّر كرد و به مردم فرمان داد تا همچنانكه به دور كعبه طواف مىكنند به دور اين صخره طواف نمايند « 1 » .
عبد الملك مروان در هنگام خلافت خود حاكمان سابق بنىاميّه را مورد انتقاد شديد قرار مىداد . وى در سخنرانى كه در يثرب ايراد كرد ، اينچنين گفت : به خداوند سوگند كه من نه خليفهاى مستضعف هستم كه مرادش از خليفهء مستضعف عثمان بود ، نه خليفهء سازشكار هستم و مرادش از خليفهء سازشكار معاويه بود ، و نه خليفهء سست رأى هستم كه مراد او از خليفهء سست
هامش
( 1 ) . يعقوبى 2 / 311 .