انتقام كشيد . چراكه او در ميان مردم مسلمان ترس و وحشت را پراكنده كرد و ستمگرى بود كه در ريختن خون مسلمانان از حدّ در گذشته بود .
3 . سنگدلى و خشونت : عبد الملك بن مروان بسيار سنگدل بود . رأفت و رحمت از دلوجان او رخت بربسته بود . تا جايى كه در ريختن خون مسلمانان به ناحق از حدّ در گذشته بود . او در گفتوگويى كه با امّ الدّرداء انجام داده بود به اين مطلب اعتراف كرده است . امّ الدّرداء به او گفت : به من خبر رسيده كه تو پس از آنهمه عبادت و زهد و پرهيزگارى اكنون شراب نوشيدهاى . عبد الملك بدون هيچ احساس گناهى در پاسخ او گفت : آرى به خدا ، البتّه خونهاى بسيارى نيز نوشيدهام « 1 » .
وى در زمان حكومت وحشتبار خود خانوادههاى بسيارى را در ميان مسلمانان عزادار كرد . وى پس از آنكه عبد اللّه بن زبير را به قتل رساند ، در شهر يثرب خطبهاى خواند كه در آن از سنگدلى بىحدّى كه در نهانگاه جان خود داشت پرده برداشت . وى خطاب به مردم اينچنين گفت : من دردهاى اين امّت را جز با شمشير دوا نمىكنم تا اينكه همهء شما را به اطاعت و فرمانبردارى خود درآورم « 2 » .
4 . بخل : عبد الملك بن مروان از شدّت خساست و بخل به لقب ( رشح الحجاره ) كه كنايه از سنگى است كه نم پس نمىدهد ملقّب گرديده بود « 3 » . امّت اسلام در ايّام حكومت او با گرسنگى ، فقر و محروميّت دست به گريبان بودند .
بدعتهاى عبد الملك : عبد الملك از رسيدن تبليغات ابن زبير به اهل شام
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق 15 / 219 ، شرححال عبد الملك بن مروان ، شمارهء 210 .
( 2 ) . تاريخ ابن كثير 9 / 64 .
( 3 ) . تاريخ قضاعى / 72 .