بوده است . پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله سفارش كرد كه كار نيكو از نيكوكاران انصار پذيرفته شود و از گناه معصيتكارانشان گذشت شود . امّا من به او توصيه كردم كار نيك را از نيكوكاران شما نپذيرد و از گناهكاران شما به هيچوجه گذشت نكند « 1 » .
دميرى گويد : حجّاج هيچگاه توان خوددارى از خون ريختن را نداشت .
او خود از نفس خود خبر داده است كه هيچ لذّتى را در دنيا به مانند كشتن مردم و ريختن خون آنان و ارتكاب كارهايى كه كسى را جز او ياراى انجام دادن آن است نمىداند « 2 » .
وى كشتار مردم را از حدّ گذرانده بود . تاريخنويسان تعداد كسانى را كه حجّاج به بدترين وجه آنان را به قتل رسانيده بود - گذشته از كسانى كه در جنگها كشته بود - صد و بيست هزار نفر « 3 » و به قولى صد و سى هزار نفر ذكر كردهاند « 4 » .
حجّاج خود نيز رسما به ريختن خونهاى ناحقّ توسّط خود اعتراف كرده است . آنجا كه گفت : به خدا سوگند مىخورم كه امروزه در روى زمين كسى را نمىشناسم كه جرأتش در ريختن خون بيشتر از من باشد « 5 » .
حتى خود عبد الملك كه خليفه بود نيز از زيادهروى او در خونريزى ناراحت بود ، اما حجاج به اين مسئله اعتنايى نمىنمود « 6 » .
حجّاج به بهانهء اينكه بسيارى از قاريان و افراد عابد و زاهد جامعه قيام ابن اشعث را تأييد كرده بودند شمشير در ميان آنان نهاد . از جمله كسانى كه
هامش
( 1 ) . مروج الذّهب 3 / 86 .
( 2 ) . حياة الحيوان 1 / 167 .
( 3 ) . تهذيب التّهذيب 2 / 211 ، تيسير الوصول 4 / 31 ، التنبيه و الاشراف 318 ، معجم البلدان 5 / 349 .
( 4 ) . حياة الحيوان 1 / 170 ، تاريخ طبرى .
( 5 ) . ابن سعد ، طبقات 6 / 66 .
( 6 ) . مروج الذّهب 3 / 74 .