كه با تو بودم . يا گفتهاند كه گفت : امروز روز فراق و جدايى ميان من و تو است « 1 » .
عبد الملك بن مروان داراى صفات و ويژگىهاى نفسانى پست و منحطّى بود و مىتوان از ميان صفات منحطّ او به اين صفات اشاره نمود :
1 . طغيان و ستمگرى : منصور گويد : عبد الملك بسيار ستمگر بود . او هيچ اعتنايى بهخوبى يا بدى كارى كه انجام مىداد نداشت « 2 » . وى بسيار خونريز بوده ، بويى از رحمت و عدالت نبرده بود . خودش در خطبهاى كه پس از كشته شدن ابن زبير ايراد كرد گفته است : از اين پس هيچكس مرا به پرهيزگارى و تقواى الهى امر نمىكند مگر اينكه گردنش را خواهم زد « 3 » و عبد الملك اوّلين خليفهاى بود كه همگان را از سخن گفتن در محضر خلفا و نصيحت آنان منع كرد « 4 » .
2 . پيمانشكنى و خيانت : عبد الملك بن مروان بسيار پيمانشكن و خيانتكار بود . وى به عمرو بن سعيد اشدق امان داد و به او وعده داد كه پس از خود خلافت را به او خواهد سپرد . امّا با وى مكر كرده و او را كشت و سرش را براى اصحابش فرستاد « 5 » . و حتّى مراعات پيوند نسب و خانوادگى كه ميان او و عمرو بن سعيد بود را نيز نكرد .
عبد الملك بن مروان از عمرو بن سعيد اشدق مىترسيد ، چراكه اگر او زنده مىماند براى از بين بردن حكومت بنى مروان برنامهريزى مىكرد . امّا عبد الملك پيشدستى كرده و او را به قتل رساند . امّا خداوند نيز از عبد الملك
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن كثير 8 / 260 .
( 2 ) . مقريزى ، النّزاع و التّخاصم / 8 .
( 3 ) . سيوطى ، تاريخ الخلفا / 219 .
( 4 ) . همان / 218 .
( 5 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 190 ، چاپ اوّل ، بيروت ، انتشارات اعلمى ، 1434 هجرى .