هنگامى كه به حدّ ريخته شدن خون رسيد ديگر تقيّه واجب نيست « 1 » .
از موارد تقيّه مىتوان به اين موارد ذيل اشاره نمود :
الف - اگر معتقد به دين اسلام در جامعهاى غيراسلامى زندگى مىكند كه با مسلمانان سر جنگ و ناسازگارى دارند بايد اعتقاد خود را كتمان نمايد .
همچنين اگر معتقد به مذهب اهل بيت عليهم السّلام در جامعهاى زندگى مىكند كه مخالف يا دشمن اهل بيت عليهم السّلام بوده و كشتن يا شكنجه و آزار هركس كه منسوب به اهل بيت عليهم السّلام و وابستهء به آنان باشد يا عقيدهء آنان را ترويج نمايد حلال مىدانند ، بايد عقيدهء خود را در برابر آنان كتمان نمايد .
يا در مواردى كه ابراز عقيدهء اين معتقد منجرّ به طرد اين فرد از جامعه و عدم تأثيرپذيرى جامعه از قول و فعل آن شخص شود و در هر صورت موجب سدّ راه و مزاحمت در مسألهء مهم اصلاح و تغيير جامعه شود ، تقيّه واجب مىگردد .
ب - كتمان احكام فقهى اگر منجرّ به ضرر بزرگى شود .
ت - كتمان آراء سياسى .
ث - كتمان اسرار سياسى .
ج - كتمان برنامهها و خطّمشىهايى كه براى اصلاح جامعه و تغيير آن مهيّا شده است .
در همهء اين موارد گاه مىشود كه تحقق تقيّه به كتمان اين موارد ، و گاه مىشود كه تقيّه به تظاهر به عملى برعكس آنها مىباشد .
به عبارت ديگر تقيّه سازش با مخالفين يا دشمنان گروه صالح است تا
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 72 / 399 .