دستگاههاى امنيّتى احاطه شده بود كه دائما پيگير سخنان و كارها و فعّاليتهاى آنان بوده و به دنبال سوءاستفاده از رخنهها و فرصتها بودند تا بدينوسيله ، آوازهء نيكوى اين گروه را از نظر عقيده ، احكام و رفتار در چشم مردم زشت جلوه داده و نقش آنها را در زندگى جامعه محدود و كمرنگ نمايند . به همين دليل بود كه اين گروه محتاج به عنايت ويژهاى نسبت به مسألهء كتمان اسرار بودند . حال چه آن اسرار از زمرهء فضائل و مكارم اهل بيت عليهم السّلام كه عقل مخالفين گنجايش و كشش تحمّل آن را نداشت بوده ، يا در رابطه با اسرار سازمانى گروه مانند تعداد نفرات و ميزان ذخاير مالى ، همچنين اسامى وكلا ، يا پيشگامانى كه بر روند اوضاع اثر مثبت داشتند ، يا از اسرار روابط و ديدارها ، همچنين اسرار سياسى كه با برنامهريزى و خطّمشىهاى طرحشده براى اصلاح و تغيير وضع سياسى و اجتماعى موجود ، يا اسرار مربوط به زمانهائى كه براى انجام عمليّات در نظر گرفته مىشد و مانند اينها باشد .
بنابراين امام عليه السّلام موضعگيرىهاى مهمّ خود را با نهايت اختفا و پوشيدگى انجام مىدادند . مثلا زمانى كه رفتن به نزد سلاطين و كمك به آنها را حرام مىخواندند ، اين تحريم را به صورتى محدود انتشار مىدادند كه جز آنان كه به آن حضرت نزديك بودند ، كس ديگرى از آن مطّلع و خبردار نمىگرديد .
برنامهريزى آن حضرت براى قيام زيد بهگونهاى بود كه حكومت وقت اصلا از آن مطّلع نشد ، بلكه بسيارى از افراد وابسته به گروه صالحان نيز از اين مسأله مطّلع نشدند . آن حضرت فقط به ستايش از شخصيّت زيد اكتفا مىكردند ، تا بدينوسيله به صورت غيرمستقيم نظرها را به سوى او جلب كرده و او را براى موضعگيرىهاى آينده آماده نمايند .
امام باقر عليه السّلام در دايرهاى محدود و در نزد بعضى از اصحاب خود از مختار
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٦٤