به همان حالت سابق بازگشت .
مشخّصهء برههء زمانى پس از مرگ عمر بن عبد العزيز تغيير سريع حاكمان است . چراكه خلفاى پس از او هيچكدام حكومت طولانى نداشتهاند .
سليمان بن عبد الملك سه سال ، عمر بن عبد العزيز سه سال يا كمتر و يزيد بن عبد الملك چهار سال حكومت كردند و بيشترين درگيرى و مشغلهء هر حاكمى كه به حكومت مىرسيد خلع و جابجايى واليان حاكم قبلى بود . بدينترتيب اختلافات بسيارى در جبههء داخلى خاندان اموى بر سر بهدست گرفتن قدرت درگرفت . همچنانكه در جامعهء اسلامى نيز فتنههاى داخلى در زمان خلافت اين گروه از خلفاى بنى اميّه بسيار شد . تا آنجا كه قتيبة بن مسلم اقدام به خلع سليمان بن عبد الملك كرده و در خراسان اعلام استقلال نمود « 1 » .
همچنين در سال 101 هجرى يزيد بن مهلّب ، يزيد بن عبد الملك را از خلافت خلع كرد و سر به شورش برداشت و در مقابل ، يزيد بن عبد الملك كسانى را براى كشتن او و يارانش فرستاد .
يزيد بن عبد الملك نيز به توسّط متملّقان و چاپلوسانى كه همهء انحرافات او را توجيه مىكردند محاصره شده بود . آنان اينچنين براى او فتوا دادند كه خلفا در پيشگاه خداوند هيچگونه حساب و كتابى بر كارهايى كه انجام مىدهند ندارند « 2 » .
بدينترتيب امّت اسلام از همهسو با خطرهاى جدّى مواجه شده بود .
حتّى در سال 104 هجرى طايفهء خزر كه همسايهء مسلمانان بودند در جنگ با مسلمانان پيروز شده و در بعضى از مرزها پيشروى كردند . در زمان هشام بن
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن خلدون 5 / 151 .
( 2 ) . البداية و النهاية 9 / 232 .