سؤالش اين بود كه با چند زن ازدواج كرده و چند كنيز دارد ؟ ! « 1 » .
آوردهاند كه ابو حازم اعرج در پاسخ سؤال سليمان بن عبد الملك كه از وى پرسيد : چرا ما مرگ را ناپسند مىداريم ؟ ، اينگونه وضعيّت اجتماعى و اخلاقى جامعهء آن روزگار را بيان نموده است : شما بدينجهت از مرگ واهمه داريد كه دنياى خود را آباد نموده و آخرت خود را ويرانه ساختهايد . به همين دليل است كه انتقال از جاىآباد به مكانى ويران و خراب را ناخوش مىداريد « 2 » .
سليمان بن عبد الملك بين كنيزكان آوازهخوان مسابقه مىگذاشت و به برندگان جايزههاى گرانبها اعطا مىنمود « 3 » .
همچنين در دوران او تعداد مردان داراى انحراف جنسى ! ! نيز رو به افزايش نهاد « 4 » . يزيد بن عبد الملك نيز بسيار به نوشيدن شراب و لهوولعب رو آورده بود « 5 » ، وى در ايّام خلافت خود به مدّت يك هفته از خوردن شراب توبه كرد ، امّا دوباره به اين عمل زشت برگشت . چراكه كنيزى به نام « حبّابه » وى را بدينكار وادار نمود « 6 » .
يزيد بن عبد الملك همواره مىگفت : اين خلافت كه به من رسيده است اصلا مايهء دلخوشى من نيست تا روزى كه بتوانم « سلامه » و « حبّابه » ( نام دو كنيز ) را بخرم . پس كسانى را فرستاد تا اين دو كنيز را براى او خريدند « 7 » .
بدينسان وقتى كه لهوولعب و هرزه درآيى از مهمترين مسائل و بالاترين همّ و غمّ حاكمان دولت گرديد ، انحراف جامعه به اوج رسيد .
البتّه اين مسأله كه امّت بواسطهء انحراف حاكمان و واليان به انحراف كشيده
هامش
( 1 ) . البدايه و النهايه 9 / 165 .
( 2 ) . مروج الذّهب 3 / 177 .
( 3 ) . اغانى 1 / 317 .
( 4 ) . اغانى 4 / 272 .
( 5 ) . مروج الذّهب 3 / 196 .
( 6 ) . اغانى 15 / 295 .
( 7 ) . اغانى 8 / 346 .