آخرت خود آباد نكن « 1 » .
پسران عبد الملك بن مروان ، وليد و سليمان ، هردو راهوروش پدر خود را در پيش گرفتند . آنان به وصيّت او دربارهء قتل كسانى كه از بيعت سر باز زنند عمل كردند . در وصيّت عبد الملك آمده است : مردم را به بيعت بخوان . پس هر كس با سر خود اينچنين كرد تو با شمشيرت اينچنين كن « 2 » .
بسيارى از فقيهان و دانشمندان از روى ترس يا طمع يا تن در دادن به كار انجامشده بر حكومت حكّام اموى صحّه گذاشتند . آنان با اين كار همهء بدعتهايى را كه آنان در رسيدن به حكومت و امر انتقال حكومت گذاشتند همچون انتخاب دو وليعهد يا بيشتر را تأييد كردند . مىبينيم سليمان بن عبد الملك براى حكومت پس از خود عمر بن عبد العزيز و پس از او يزيد بن عبد الملك را براى اينكار انتخاب كرد و بسيارى از فقيهان اين كار را تأييد كردند . تا جايى كه اين بدعت به صورت يكى از تئورىهاى به دست گرفتن حكومت مطرح گرديد « 3 » .
البتّه چنانكه گذشت با به حكومت رسيدن عمر بن عبد العزيز نسبتا فراغتى در سياست اموى حاصل گرديد . وى به بعضى اصلاحات دست زده و به مخالفان نسبتا آزادى داد . او بدعت ناپسند سبّ و لعن حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام را لغو كرد . وى حقوق غصبشدهء اهل بيت عليهم السّلام را به آنان برگرداند و به خطاهاى پيشينيان خود اعتراف كرد تا جايى كه امام باقر عليه السّلام او را براى خاطر اين كارها ستودهاند « 4 » .
امّا حكومت عمر بن عبد العزيز دوام چندانى نداشت و با مرگ او وضعيّت
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ 3 / 178 .
( 2 ) . البدايه و النهايه 9 / 161 .
( 3 ) . ماوردى ، الاحكام السّلطانيه / 13 .
( 4 ) . الكامل فى التّاريخ 5 / 62 .