شده بود « 1 » . در اين دوران حاكمان و واليان از ترس پايگاه مردمى وسيع و رو به رشد امام باقر عليه السّلام از يكسو و مشغول بودن به ديگر مخاطرات داخلى و خارجى از سوى ديگر به تعقيب يا محاصرهء آن حضرت نمىپرداختند . به همين سبب بود كه امام باقر عليه السّلام با فراغتى نسبى به تصدّى امر امامت پرداخت و به دور از روبرو شدن آشكار سياسى با نظام حاكم به ايفاء نقش اصلاحى و تغييرى خود در ميان اقشار امّت اسلام پرداخت .
جلوههاى انحراف در عصر امام باقر عليه السّلام
ضايعهء بازداشتن اهل بيت عليهم السّلام از منصب رهبرى و امامت مسلمانان به بروز انحراف در همهء عرصههاى زندگى جامعه منجرشده و تأثيرى منفى بر همهء زيرساختهاى شخصيّتى جامعه چه از نظر انديشه ، چه از نظر عواطف و چه از نظر رفتار داشت . لذا است كه مىبينيم اين انحراف دولت و امّت را باهم شامل گرديد و تمام انديشهها ، اصول ، موازين ، ارزشها ، مقرّرات ، سنّتها ، روابط و اقدامات عملى را تحت سيطرهء خود درآورد .
آرى ؛ اينگونه بود كه انحراف در زمينهء روان و جان مردم از يكسو و در زمينهء زندگى اجتماعى آنان از سوى ديگر رسوخ كرد . در چنين وضعيتى اسلام به آيينى مرده تبديل شد كه هيچ ارتباطى با واقعيت زندگى نداشت ، درست بر خلاف اهداف حقيقى شريعت اسلام كه براى تثبيت راهوروش الهى زندگى در عرصهء زندگى واقعى جامعه آمده بود . اينگونه بود كه اسلام از اكثر عرصههاى زندگى مردم حذف شد و تنها تبديل به يك رابطهء فردى بين انسان و خالق گرديد .
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ 5 / 13 به بعد .