امام باقر عليه السّلام و عبد الملك مروان
عبد الملك به فرماندار يثرب دستور داد تا امام محمّد باقر عليه السّلام را دستگير كرده و آن حضرت را تحت الحفظ نزد او فرستد ، حاكم يثرب در اجابت فرمان عبد الملك ترديد كرد و ديد كه حكمت در اين است كه به شكلى اين دستور را لغو كند . بنابراين نامهاى به عبد الملك نوشت و در آن آورد :
اين نامهاى كه به تو مىنويسم بهمعناى مخالفت با دستور تو و ردّ فرمانت نيست ، امّا اينگونه مىبينم كه از سر دلسوزى و خيرخواهى تو را نصيحتى كنم ، مردى كه او را از من خواستهاى كسى است كه امروزه در روى زمين پاكدامنتر ، پارساتر و پرهيزگارتر از او وجود ندارد . چون او به محراب عبادت رفته و قرآن تلاوت مىكند پرندگان و حيوانات وحشى از زيبايى صدايش گرد او حلقه مىزنند . قرائت قرآنش شبيه مزامير آل داود است . اين مرد از داناترين و مهربانترين مردمان است . وى از لحاظ عبادت و بندگى خدا نيز در ميان همهء مردم سختكوشترين افراد است ، من مصلحت نمىبينم كه اميرمؤمنان متعرّض چنين شخصى گردد ، چراكه خداوند متعال هرگز سرنوشت گروهى را تغيير نمىدهد مگر اينكه خود سرنوشت خود را تغيير بدهند .
هنگامى كه اين نامه به عبد الملك رسيد ، از رأى خود مبنى بر دستگيرى امام باقر عليه السّلام صرفنظر كرده و سخنان حاكم مدينه را صحيح دانست « 1 » .
هامش
( 1 ) . الدرّ النظيم / 188 ، ضياء العالمين ج 2 ، شرححال امام باقر عليه السّلام .