تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
پارچه‌ها و كاغذهاى نقش‌دار به روم رسيد و پادشاه روم از اين قضيه آگاه گرديد ، از شدّت غضب و غيظ رگ‌هاى گردنش متورّم شده نامه‌اى به عبد الملك نوشت و گفت : از ديرباز كاغذهايى كه در مصر نگارگرى مىگرديد علامت و آرم رومى داشت و تو آن را باطل كردى . پس يا خلفاى پيشين كار نادرست انجام مىدادند و تو به راه صحيح رفته‌اى ، و يا اگر خلفاى پيشين تو به راه صواب و درست رفته‌اند تو به راه خطا و اشتباه رفته‌اى . و تو بايد از اين دو حالت يكى را انتخاب كنى . من براى تو به همراه اين نامه هديه‌اى درخور فرستاده‌ام و دوست دارم كه تو اين نقش را در تمام چيزهاى گرانبها كه بر آن‌ها نگارگرى مىشود به حالت سابق برگردانى تا بدين‌وسيله من سپاس‌گزار تو شوم و هديهء من را قبول كنى . هنگامى كه عبد الملك اين نامه را خواند به فرستادهء پادشاه روم گفت كه : نامهء پادشاه روم جوابى ندارد و هديهء او را رد كرد . فرستادهء پادشاه روم به سوى كشور خود بازگشت و به پادشاه روم جواب عبد الملك را ابلاغ نمود ، پادشاه روم هديه را دو برابر كرده و دوباره نامه‌اى به عبد الملك نوشت و خواستهء خود را تكرار نمود ، هنگامى كه فرستاده به نزد عبد الملك رسيد ، عبد الملك دوباره او را با هديه‌اش ردّ كرد و در كار خود مصمّم شد ، فرستاده به نزد پادشاه روم بازگشت و به او گفت كه عبد الملك هديه‌اش را نپذيرفته است . پادشاه روم نامهء ديگرى به عبد الملك نوشت و اين‌دفعه او را تهديد كرده و در آن نامه آورد : تو نامهء من و هداياى مرا خوار شمردى و حاجت مرا برآورده نكردى . من گمان داشتم كه هديه را كم دانستى و آن را دو برابر كردم . امّا تو همچنان به راه خود رفتى . من براى بار سوّم نيز هديه‌ها را دو برابر كردم . امّا به مسيح قسم ياد مىكنم كه اگر نقش نگارگرى را به حالت اوّليه بازنگردانى دستور مىدهم تا