از ديگر جنايات اين جنايتكار اين بود كه سپاه بىشمارى را براى جنگ با ابن زبير به مكّه فرستاد و شش ماه و هفده روز مسجد الحرام را محاصره كرد .
وى دستور داد تا كعبهء مقدّس را با منجنيق سنگباران كنند . سپاهيان وى از بالاى كوه ابو قبيس سنگهاى گران به داخل مسجد الحرام و خانهء كعبه پرتاب كردند « 1 » .
حجّاج بن يوسف ثقفى زندانهايى داشت كه زندانيان در ميان آن زندانها نه از سرما در امان بودند و نه از گرما . وى با انواع و اقسام شكنجهها زندانيان را شكنجه مىنمود . تاريخنويسان نوشتهاند : در زندانهاى حجّاج بن يوسف پنجاه هزار مرد و سى هزار زن زندانى بودهاند كه شانزده هزار نفر از آنها برهنه بودند . وى زنان و مردان را در يك زندان نگاه مىداشت « 2 » . در آمار زندانيان زندانهاى حجّاج بن يوسف سى و سه هزار زندانى بودند كه هيچ جرمى از قبيل بدهى يا كارهاى بزه و خلاف معمول نداشتند « 3 » ( يعنى زندانى سياسى بودند ) . وى هنگام بازديد از زندان در جواب ناله و زارى زندانيان خطاب به آنان مىگفت : گم شويد و با من سخن مگوييد . [ اين جمله متن آيهء 108 از سورهء مباركهء مؤمنون است ] حجّاج با اين كلام خود ، زندانيانش را به اهل دوزخ ، و خود را از سر تكبّر و غرور به خداوند متعال تشبيه نموده است .
همهء مسلمانان از خبر مرگ حجّاج با شادى و سرور بسيار زيادى استقبال كردند و از روز مرگ تا روز قيامت لعن و نفرين همگان مدام بر او باد .
هامش
( 1 ) . تهذيب تاريخ دمشق ابن عساكر 4 / 50 ، سيوطى ، تاريخ الخلفا / 84 ، تاريخ ابن كثير 9 / 63 .
( 2 ) . حيات الحيوان 1 / 170 .
( 3 ) . معجم البلدان 5 / 349 .