از زهرى روايت شده : تعداد كشتهشدگان روز حره از مردم سرشناس از مهاجران و انصار هفتصد نفر و از موالى كه من آن را نمىشناختم از بنده و آزاد و ديگران ده هزار نفر بود « 1 » .
و روايت شده كه سپاه شام وارد خانهاى در مدينه شدند كه در آن جز زنى با طفلى خردسال نبود آنان از زن خواستند تا هرچه در خانه است براى غارت به آن نشان بدهد ، زن گفت كه مالى ندارد آن كودك را از دست او گرفتند و آنچنان سرش را به ديوار كوفتند كه مغزش بر ديوار پخش شد « 2 » .
پس از تصرف شهر براى مسلم بن عقبه تختى گذاشتند و اسيران اهل مدينه را به نزد وى آوردند ، او از هركدام از آنها اين گونه طلب بيعت مىنمود :
من بنده مملوك يزيد بن معاويه هستم كه او درباره من و خون و مال و خانواده من هرچه بخواهد مىكند « 3 » .
هركس كه از اين نوع بيعت امتناع مىكرد و حاضر به عبوديت يزيد نشده خود را بنده خداى سبحان مىدانست سرنوشتى جز مرگ نداشت « 4 » .
يزيد بن عبد اللّه ( نوهء ام سلمه همسر گرامى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ) و محمد بن حذيفه عدوى را به نزد او آوردند ، او از آنان طلب بيعت كرد ، آنان گفتند : ما طبق كتاب خدا و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با يزيد بيعت مىكنيم ، مسلم گفت : به خدا سوگند كه
هامش
( 1 ) . البداية و النهاية 8 / 220 ، تاريخ الخلفا / / 233 ، ولى طبرى جريان اباحه سه روزه و غارت اموال و تجاوز به نواميس را ذكر نكرده است 5 / 491 و ابن اثير جزرى نيز در كامل از او تبعيت كرده است .
( 2 ) . تاريخ ابن عساكر 10 / 13 ، المحاسن و المساوى 1 / 104 .
( 3 ) . تاريخ طبرى 5 / 493 و 495 و به نقل از آن در الكامل فى التاريخ 4 / 118 ، مروج الذهب 3 / 70 ، البداية و النهاية 8 / 222 .
در تاريخ يعقوبى 2 / 251 آمده است مردان قريش را مىآوردند و به آن مىگفتند بيعت كن به اين ترتيب كه تو برده محض يزيد هستى ، او مىگفت نه ، در اينصورت او را گردن مىزدند .
( 4 ) . الكامل فى التاريخ 4 / 118 ، مروج الذهب 3 / 70 .