او به مسلم دستور داد تا مجروحان و فراريان از اهل مدينه را نيز به قتل برسانند « 1 » .
سپاه يزيد به مدينه رسيد ، جنگ سختى در گرفت ، اهل مدينه در جنگ دل به مرگ داده و تا پاى جان جنگيده و اكثر آنان به شهادت رسيدند كه در ميان آنان عبد الله بن حنظلة و جمعى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز بودند ، فرمانده سپاه دستور مولايش يزيد را انجام داد و شهر را بر سپاه خود مباح كرد ، سپاهيان به خانهها هجوم آورده كودكان ، زنان و پيران را يا از دم تيغ گذرانده و يا به اسارت در آوردند .
تاريخنويس برجسته ابن كثير مىنويسد : مسلم بن عقبه ( كه مورخان پيش كسوت او را مسرف بن عقبه ناميدهاند ، پير زشتكار جاهلى كه خداوند رويش را زشت گرداند ) سه روز شهر مدينه را به دستور يزيد ( كه خدايش جزاى خير ندهد ) بر سپاه خود مباح كرد ، آنان بسيارى از اشراف و قرّاء مدينه را كشته و اموال بسيارى از آن شهر غارت كردند . . . زنى از اهل مدينه نزد ابن عقبه آمد و گفت : من كنيز توام و پسرم در ميان اسيران است [ او را آزاد كن ]
مسلم گفت : پسر اين زن را زود حاضر كنيد ، آنگاه او را گردن زد و گفت :
سرش را به مادرش بدهيد ، در جريان اين اباحه سهروزه سپاهيان به زنان بسيارى نيز تجاوز نمودند تا جايى كه گفته شده در آن روزها هزار زن بدون شوهر حامله شد .
مداينى از هشام بن حسان نقل مىكند :
بعد از واقعه حره هزار زن بىشوهر از اهل مدينه وضع حمل كردند .
هامش
( 1 ) . طبرى 5 / 484 و به نقل از آن در الكامل .