محمد بن ابى سفيان را به امارت مدينه گمارد « 1 » .
عثمان براى اينكه لياقت خود را در اداره مدينه نشان دهد و نيز بتواند كمى دل بزرگان شهر را به دست آورد گروهى از فرزندان مهاجران و انصار را به دمشق فرستاد تا خليفه جوان را از نزديك بينند و از هداياى او بهرهمند گردند ولى هيأت اعزامى در رفتار يزيد چيزهايى ديدند كه بسيار زشت بود .
آنان چون به مدينه بازگشتند آشكارا به شتم و بيان عيبهاى يزيد پرداخته و گفتند : ما از نزد كسى مىآييم كه دين ندارد ، شراب مىنوشد ، طنبور مىنوازد ، كنيزكان در نزد او مىرقصند ، سگبازى مىكند و حراميان با او شبنشينى دارند ، ما در اينجا اعلام مىكنيم كه او را از خلافت بر كنار نموديم .
عبد الله بن حنظله گفت : اگر من جز پسرانم ياورى نيابم خود با پسرانم به جهاد با او برخواهم خواست ، يزيد در اين سفر مرا بزرگ داشت و هدايايى به من داد و من فقط به اينجهت كه براى جنگ با او تقويت شوم آن هدايا را قبول كردم .
مردم نيز يزيد را از خلافت خلع كرده و با عبد الله بن حنظلهء غسيل الملائكه بيعت كردند تا يزيد را از قدرت ساقط كند « 2 » .
قيام مدينه
تنها دليل آگاهى مردم مدينه از انحراف يزيد ، دورى او از اسلام ، ستم و سركشى او انتقاد هيأت اعزامى از مدينه نبود آنان ستم يزيد و عمالش بر مملكت اسلام ، سختگيرى شديد ايشان و زير پا گذاشتن غير قابل توجيه
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 5 / 479 ، 480 .
( 2 ) . طبرى 5 / 480 و به نقل از آن در الكامل فى التاريخ 4 / 103 .