معلوم كند اين كار را در طاعت خدا انجام مىدهد يا در نافرمانى خدا و مردى كه برادرش را در كارى سرزنش نكند مگر اينكه آن عيب را در خود اصلاح كرده باشد و براى مرد بس است كه به عيب خود پرداخته و از عيب مردم چشم پوشد .
24 . « ما من شيء أحبّ إلى اللّه بعد معرفته من عفّة بطن و فرج ، و ما [ من ] شيء أحبّ الى اللّه من أن يسأل » ؛
پس از خداشناسى چيزى نزد خدا محبوبتر از عفت شكم و عفت جنسى نبوده و در پيشگاهش چيزى دوستداشتنىتر از اين نيست كه از او چيزى بخواهند .
25 . « افعل الخير إلى كلّ من طلبه منك ، فإن كان أهله فقد أصبت موضعه ، و إن لم يكن بأهل كنت أنت أهله ، و إن شتمك رجل عن يمينك ثم تحوّل إلى يسارك و اعتذر إليك فاقبل عذره » ؛
هركه از تو كار خيرى خواست اجابتش كن اگر سزاوار آن باشد كار بجايى كردى و اگر سزاوار آن نباشد تو خود سزاوار آنى و اگر مردى در سمت راستت ايستاده بود و دشنامت داد و به سمت چپت رفت و از تو پوزش خواست از او درگذر .
26 . « مجالس الصالحين داعية إلى الصلاح ، و آداب العلماء زيادة في العقل ، و طاعة و لاة الأمر تمام العزّ ، و استنماء المال تمام المروّة ، و إرشاد المستشير قضاء لحقّ النعمة ، و كفّ الأذى من كمال العقل و فيه راحة للبدن عاجلا أو آجلا » ؛
مجالس نيكان ، كسان را به نيكى مىخواند ، آداب دانشمندان موجب فزونى خرد ، اطاعت از ولى امر نهايت عزت ، استفاده كردن از مال نهايت مردانگى ، راهنمايى كردن مشورتخواه بهجاى آوردن حق نعمت و خوددارى كردن از آزار كمال خرد و مايهء راحت تن در دنيا و آخرت است .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٤٩