16 . « المؤمن من دعائه على ثلاث : إمّا أن يدّخر له ، و إمّا أن يعجّل له ، و إمّا أن يدفع عنه بلاء يريد أن يصيبه » ؛
مؤمن آن است كه دعايش يكى از سه چيز را برايش در بر دارد : يا برايش ذخيرهء آخرت شود [ اگر در دنيا برآورده نشود ] يا در دنيا برآورده شود و يا بلايى را كه مىبايد بر سرش بيايد از او دور مىكند .
17 . « إنّ المنافق ينهى و لا ينتهي ، و يأمر و لا يأتي ، إذا قام إلى الصلاة اعترض ، و إذا ركع ربض ، و إذا سجد نقر ، يمسي و همّه العشاء و لم يصم ، و يصبح و همّه النوم و لم يسهر ، و المؤمن خلط عمله بحلمه ، يجلس ليعلم ، و ينصت ليسلم ، لا يحدّث بالأمانة للأصدقاء ، و لا يكتم الشهادة للبعداء ، و لا يعمل شيئا من الحقّ رياءا و لا يتركه حياءا ، إن زكّي خاف ممّا يقولون ، و يستغفر اللّه لما لا يعلمون ، و لا يضرّه جهل من جهله » ؛
منافق آن است كه چون ديگران را از كارى بازمىدارد خود همان كار را انجام مىدهد و چون ديگران را به كارى فرمان مىدهد خود آن را بهجا نمىآورد چون ركوع كند چون چارپايى است كه زانو زده و چون سجده كند چون مرغى است كه بر زمين منقار مىكوبد ، روز را در حالىكه روزه ندارد به اميد خوردن شام به غروب مىرساند و شب را در حالىكه تمام هدفش خواب است شبزندهدارى نكرده به صبح مىرساند ، اما مؤمن دانايى را با بردبارى آميخته ، نشستنش براى يادگيرى و سكوتش مايهء سلامت است ، سخن امانت را با دوستان نيز نمىگويد و شهادت را حتى براى بيگانگان كتمان نمىكند ، كار درست را نه از روى ريا انجام مىدهد و نه از روى خجالت ترك مىكند ، اگر در ميان مردم ستوده شود از آنچه دربارهاش مىگويند هراسان مىشود و از خدا براى گناهانى كه مردم از آن آگاه نيستند طلب آمرزش مىكند و نادانى هيچ نادانى به او آسيب نمىرساند .
18 . « كم من مفتون بحسن القول فيه ، و كم من مغرور بحسن الستر عليه » ؛
چهبسا كسى كه به تعريف و تمجيد ديگران فريفته شد و چه بسيار كسى كه به پرده پوشى زيباى خداوند غره گرديد ؟
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٤٧