احكام شرعى بود كه ائمه عليهم السّلام تنها مرجع صحيح و واقعى براى آگاهى از آن بودند ؛ چراكه امام تنها حاكم و ولى امر در امر كشوردارى نبوده بلكه منبعى است كه به جهت شناخت كامل از شريعت خاتم و رابطهء تنگاتنگى كه با سرچشمهء اصلى آن دارد براى فهم شريعت و بيان احكام شرع مورد رجوع امت است .
حاكمان جور نهتنها ائمه عليهم السّلام را از حكومت و ولايت كنار گذاشتند بلكه سعى فراوانى كردند تا مرجعيت علمى و دينى آنان را نيز نفى كرده و مردم را به كلى از آنان دور سازند ، لذا يكى از كارهاى ائمه عليهم السّلام راهنمايى مردم به اين چشمهء زلال معرفت اسلامى بود تا از آن سيراب گردند . امام سجاد در اين راه بسيار كوشش كرد تا جايى كه چون مردى دربارهء يك مسئلهء شرعى با آن حضرت به جدال پرداخته بود به او فرمودند :
اى شخص اگر به خانههاى ما مىآمدى ردّ جبرئيل را در اقامتگاه خود به تو نشان مىدادم ، آيا كسى بيشتر از ما از سنت آگاهى دارد ؟ « 1 » .
و فرمود :
با عقلهاى ناقص ، نظريات باطل و قياسهاى فاسد نمىتوان به دين خدا دسترسى پيدا نمود بلكه دسترسى به آن ، تنها از طريق تسليم امكانپذير است ، پس هركس اسلام آورده تسليم ما خاندان شده و هركس از ما پيروى نموده راه هدايت در پيش گرفته است ، در مقابل ، هركه به دنبال قياس و آراء خود رفته است راه هلاكت پيموده و هركس در دل به آنچه ما مىگوييم يا به آن حكم مىكنيم شك كند يا از آن دلگير شود نادانسته به خدايى كه سبع المثانى ( سورهء حمد ) و قرآن عظيم را نازل كرده كفر ورزيده است « 2 » .
هامش
( 1 ) . نزهة الناظر / 45 .
( 2 ) . اكمال الدين / 324 ، باب 31 حديث / 9 .