داده است ( . . . همدلان و همفكران خويش را گرد آورده و دست در دست هم نهيد و مهلتم ندهيد ) « 1 » ( من بر خداى بىهمتا كه پروردگار ما و شماست اعتماد كردهام و بر اين باورم كه او مهار هر جنبندهاى را به كف گرفته و هستى و حيات همه در دست قدرت اوست ، به راستى پروردگارم بر راهى راست و بدون انحراف قرار داد . ) « 2 »
آنگاه امام عليه السّلام دستان مباركش را به آسمان بلند كرد و عرضه داشت :
خدايا ! قطرات باران رحمت خويش را از آنها دريغ دار و سالهاى سخت و دشوار خشكسالى و قحطى نظير خشكسالى و گرفتارى سالهاى دوران حضرت يوسف بر آنان بفرست و مردنمايى برده صفت از قبيلهء ثقيف را بر آنها مسلّط گردان تا جام تلخ ذلّت و حقارت را بيشتر بر كامشان فروريخته و سيرابشان سازد ، چراكه آنان بر ما دروغ بستند و دست از ياريمان شستند . « 3 »
خدايا ! تويى پروردگار ما ! بر تو توكّل و اعتماد نموديم و به سويت رو خواهيم آورد . »
با اينهمه ، عمر سعد همچنان بر نبرد با امام حسين عليه السّلام پافشارى داشت و حضرت با مردم گفتوگو مىكرد و آنان را پند و اندرز مىداد و به بهترين شكل ممكن به ارشاد آنان مىپرداخت و آنگاه كه بر پند و موعظه سودى مترتب نديد ، رو به ابن سعد كرد و فرمود :
ابن سعد ! تو خيال مىكنى با كشتن من و ريختن خونم به جايزهاى ارزنده و به فرمانروايى رى و گرگان نائل خواهى شد ؟ به خدا سوگند ! چنين رياستى بر تو گوارا نخواهد شد و اين ماجرايى است پيشبينى شده . اينك آنچه از دستت برمىآيد انجام ده كه پس از من
هامش
( 1 ) . يونس / 71 .
( 2 ) . هود / 56 .
( 3 ) . مقتل مقرّم / 289 - 286 ، مقتل خوارزمى 2 / 6 تاريخ ابن عساكر شرح حالات امام حسين عليه السّلام / 216 ، اعلام الورى 1 / 458 .