پيكارى به ياد ماندنى
امام حسين عليه السّلام سراپردهء خود را ايمنى بخشيد و با ايجاد خندقى اطراف آنها آتش در آن خندق افكند تا از حملهء غافلگيرانه و محاصرهء دشمن از ناحيهء پشت خيمهها جلوگيرى به عمل آورد و زنان و كودكان خويش را از يورش حتمى حفظ و حراست نمايد .
شمر بن ذى الجوشن با نگاهى به آتش درون خندق ، فرياد زد : اى حسين ! قبل از قيامت ، براى ورود به آتش شتاب كردى . امام عليه السّلام به دو پاسخ داد : تو در افتادن به آتش سزاوارترى . « 1 »
مسلم بن عوسجه يكى از ياران ابا عبد اللّه عليه السّلام خواست با تيرى شمر را هدف قرار دهد كه امام عليه السّلام او را از اين كار بازداشت و فرمود : به دو تير شليك مكن زيرا من دوست ندارم آغازگر جنگ با آنان باشم . « 2 »
به گفتهء تاريخنگاران : برخى از ياران امام عليه السّلام پس از ايراد نخستين سخنرانى حضرت با مردم به گفتوگو پرداختند و امام عليه السّلام در برابر دشمن قرآن را گشود و بر سر گرفت و بار دوم آنان را مخاطب ساخت و فرمود :
مردم ! حاكم و داور ميان من و شما كتاب خدا و سنّت جدّم رسول خداست .
و سپس آنان را بر خود و شمشير و زره و عمامهء رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله گواه گرفت و جمعيت نيز سخنانش را تصديق كردند . حضرت سبب اقدام آنان به كشتن خود را از آنها جويا شد در پاسخ گفتند : ما براى اطاعت از فرمان عبيد اللّه بن زياد دست به چنين كارى مىزنيم .
هامش
( 1 ) . مقتل مقرّم / 277 .
( 2 ) . مقتل مقرم / 277 ، تاريخ طبرى 3 / 318 .