نمىرساندند از پاى نمىافتادند . « 1 »
همراه با گردش آسياى نبرد خونين در بيابان كربلا ، سيلى از خونهاى پاك و مقدس ياران ابا عبد اللّه عليه السّلام در آنجا روان گشت تا راه خويش را به نهر خلود و جاودان الهى بگشايد در آن گيرودار ياران حسين يكى پس از ديگرى روى زمين مىافتادند . قهرمانانى كه سپاه دشمن را با زخمهاى كارى از پا درآورده و سخت كشتار نمودند ، به گونهاى كه عمر سعد فرياد زد : سربازان ! اگر جنگ به همينگونه ميان ما و آنها درگير باشد ، همهء شما را از دم تيغ خواهند گذراند .
بنابراين ، بايد يكباره بر آنها يورش برده و آنان را آماج تير و سنگ قرار دهيد .
بدينسان ، حمله و پيشروى دشمن به سوى باقيماندهء ياران حسين عليه السّلام آغاز گرديد و آنها را از هرسو به محاصره درآورده و كليهء ابزار و شيوههاى پست و پليد قتل و كشتار را به كار گرفتند و بيشتر ياران حاضر را كه در اردوگاه حسينى حضور داشتند به شهادت رساندند .
در نيمروز عاشورا ، وقت نماز ظهر فرارسيد و اينك اين حسين است كه مردم را به نماز فرامىخواند و ميدان كارزارش به محراب جهاد و عبادت تبديل شده و شمشير و نيزهها در ايجاد مانع ميان او و ميان حضورش در عرصهء مناجات و نيايش و عروج به جايگاه قدسيان و عرصههاى جمال و جلال الهى ، قادر نبودند .
يارانش يكى پس از ديگرى به ميدان كارزار شتافته و به شهادت مىرسيدند تا آنجا كه جز اعضاى خاندانش يار و ياورى برايش باقى نمانده
هامش
( 1 ) . سيرة الائمة الاثنى عشر 2 / 76 .