تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
نه در دنيا و نه در آخرت روى خوشى و راحتى نخواهى ديد ، ديرى نمىپايد كه سر بريده‌ات را در همين شهر ، بر بالاى نى مىزنند و كودكان اين شهر سرت را اسباب‌بازى قرار داده و سنگبارانش خواهند كرد . « 1 » عمر سعد از اين سخن برآشفت و بىآن‌كه پاسخى به امام بدهد از آن حضرت رو برتافت . شيطان بر ابن سعد مسلط شد ، وى تيرى در چلهء كمان خود نهاد و به سمت سراپردهء امام حسين عليه السّلام پرتاب كرد و گفت : « سپاهيان ! گواهى دهيد من بودم كه نخستين تير را به سمت حسين شليك نمودم » و سپس باران تير از سوى دشمن به سوى ياران امام حسين عليه السّلام باريدن گرفت و با يكديگر درگير شدند . « 2 » امام عليه السّلام ياران خويش را مخاطب ساخت و فرمود : ياران ! به پا خيزيد و به سوى شهادت پرافتخارى بشتابيد كه راهى جز آن نمانده است ، اين تيرها پيك‌هاى مرگند كه از سمت دشمن به سوى شما مىآيند . « 3 » ياران امام عليه السّلام پس از شنيدن اين سخنان چون شيران خشمگين بىآن‌كه از مرگ پروايى به خود راه دهند و از شادى ديدار خداى عز و جلّ در پوست خود نمىگنجيدند ، نبرد را آغاز كردند به گونه‌اى كه گويى در حالت نبرد ، جايگاه خويش را در كنار پيامبران و صدّيقين و بندگان شايستهء خدا مىديدند و هريك از آنان در لحظهء شهادت عرضه مىداشتند : « السّلام عليك يا ابا عبد اللّه » ! و به ياران و همرزمان خويش سفارش مىكردند كه امام و پيشوايشان را با بذل جان و خون خويش يارى كنند . كارزار سختى ميان دو طرف درگرفت و هريك از ياران حسين عليه السّلام تا ده‌ها تن از سپاه دشمن را به هلاكت
هامش
( 1 ) . مقتل مقرّم / 289 . ( 2 ) . ارشاد 2 / 101 ، لهوف / 100 ، اعلام الورى 1 / 461 . ( 3 ) . مقتل مقرّم 292 .