تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
خواهم افتاد و تا دم مرگ از تو جدا نخواهم شد . آن‌گاه سعيد بن عبد اللّه حنفى برخاست و عرضه داشت : ( مولا جان ! ) به خدا سوگند ! هرگز تو را تنها نمىگذاريم تا خدا خود شاهد باشد كه ما سفارش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را دربارهء وجود نازنينت به خوبى حفظ كرده‌ايم . به خدا ! اگر به اين نتيجه برسم كه در راهت كشته مىشوم و سپس زنده مىگردم ، پس از آن در آتشم بسوزانند و ذره‌هاى خاكسترم را به هوا بپاشند و اين عمل را هفتاد بار تكرار كنند ، تا جانم را قربانت نكنم ، از تو جدا نخواهم شد ولى ( افسوس كه ) يك‌بار كشته مىشوم و پس از كشته شدن به سعادت ابدىناپذير الهى ، نايل مىگردم . پس از آن‌دو بزرگوار زهير بن قين به‌پا خاست و عرضه داشت : ( اماما ! ) مشتاقم در ركابت هزار بار كشته شوم و بلاگردان تو و جوانان و برادران و فرزندان و اعضاى خانه‌ات گردم . ساير ياران ابا عبد اللّه عليه السّلام نيز هريك سخنى نظير اين سخنان به زبان آوردند و عرضه داشتند : ( مولاى ما ! ) جانمان به قربانت ، ما تير و شمشير و نيزه‌هاى دشمن را با دست و صورتمان از وجود مقدست دور مىكنيم و هرگاه در برابرت به فيض شهادت نايل گرديم ، در حقيقت به عهد و پيمان خويش با خدا وفا كرده و انجام وظيفه نموده‌ايم . « 1 » امام حسين عليه السّلام به يارانش فرمان داد خيمه‌هاى خود را به يكديگر نزديك و طناب‌هاى آن‌ها را داخل هم بكوبند و در برابر خيمه‌ها حضور داشته باشند كه از يك جبهه با دشمن روبرو شوند به گونه‌اى كه خيمه‌ها در سه طرف آن‌ها
هامش
( 1 ) . ارشاد 2 / 93 .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 253 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى