برادر ! به سوى آنان بازگرد و اگر موفق شدى آنان را از انجام كارشان تا فردا به تأخير بينداز و مهلت بگير و امشب آنان را از حمله به خيمهها بازدار ، تا امشب را براى پروردگارمان نماز بگزاريم و به درگاهش دعا و نيايش و استغفار نماييم ، خداوند خود به خوبى مىداند تا چه اندازه نماز خواندن براى او و تلاوت قرآن و دعا و نيايش و استغفار را دوست دارم .
عباس عليه السّلام برگشت و درخواست خود را از آنان مطرح كرد : ابن سعد سخنى نگفت ، عمرو بن حجاج زبيدى به عمر سعد گفت : سبحان اللّه ! به خدا سوگند ! اگر اينان ترك و ديلم بودند و چنين درخواستى از ما كرده بودند ، بدانان پاسخ مثبت مىداديم ، تا چه رسد كه اينان خاندان پيامبرند ؟ قيس بن اشعث بن قيس به دو گفت : بدانان پاسخ مثبت بده ، به جانم سوگند ! فردا قطعا با تو به نبرد خواهند پرداخت ، بدين ترتيب ، خواستهء آنان را پذيرفتند .
حسين عليه السّلام شب هنگام ياران خويش را گرد آورد . امام زين العابدين عليه السّلام در اين زمينه فرمود : نزديك پدرم رفتم تا بشنوم به آنان چه مىگويد ، در آن زمان من بيمار بودم . از پدرم شنيدم به يارانش مىفرمود : خدا را به بهترين وجه سپاس مىگويم و در آسايش و رنج و گرفتارى او را مىستايم ، خدايا تو را ستايش مىكنم كه بر ما با نبوت كرامت بخشيدى و قرآن را به ما آموختى و به دين و آيينمان آشنا ساختى و به ما گوش حقشنو و چشم حق بين و قلب روشن عطا فرمودى و در زمرهء سپاسگزاران مقرر داشتى .
اما بعد ، من ، اصحاب و يارانى بهتر از ياران خود و خاندانى باوفاتر از خاندان خويش سراغ ندارم ، خداوند از ناحيهء من به همهء شما پاداش خير عنايت كند . به هوش باشيد ! به تصور من فردا دشمن جنگ خود را با ما آغاز خواهد كرد ، اكنون به شما رخصت مىدهم . همه مىتوانيد بازگرديد و من بيعتم را از شما برداشتم ، از تاريكى شب استفاده كنيد و هريك از شما دست مردى از خاندان مرا بگيريد و در تاريكى اين شب پراكنده شويد و مرا با اين
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٥١